آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٦ - روايات
و كاستى، و گرفتن آن بخصوص آگهى است بر قدرت خدا آفريننده و دگرگون ساز آن بدين روش براى بهسازى جهان و عبرت خردمندان.
٣٦- از دعاء صحيفه سجاديه در رؤيت ماه نو: آيا آفريده فرمانبر آموخته شتابان، گردان در منزلهاى مقدر، متصرف در چرخ تدبير، ايمان دارم بدان كه تاريكى را بتو روشن كرد، و مبهمات را بتو واضح ساخت، و تو را يك نشانه پادشاهى خود و علامتى از سلطنت خويش ساخت، و تو را بفزونى و كاستى، و طلوع و غروب و نوربخشى و كسوف بكار داشت، در همه اينها فرمانبرى، و بخواست او شتابانى، منزه باد چه شگفت آور است تدبير او در باره تو، و لطيف است صنعت او نسبت بتو، تو را آغاز ماهى تازه ساخت براى كارى تازه تا آخر دعاء تنوير: ماه نو را هلال ناميدند چون در ديدن آن آواز هلهله برميكشيدند شبهائى كه اين نام را دارد مورد اختلاف است، صحاح (ج ٥ ص ١٨٥١) تا سه شب گفته قاموس (ج ٤ ص ٧٠) شب ٢٦ و ٢٧ ماه را هم هلال دانسته و جز آنها را قمر، و برخى دو شب اول را هلال دانند، اصمعى گفته تا دائره بندد هلال است، ديگرى گفته: تا شب هفتم كه پرتوش بر سياهى شب چيره شود هلال است، پس از آن قمرش خوانند يعنى سپيد، و در شب ١٤ بدرش نامند، در صحاح گفته اين نام براى آنست كه در طلوع خود بر غروب خورشيد پيشدستى كند يا اينكه چون كامل است، (ج ٢ ص ٥٨٧) يعنى مانند يك بدره تمام است كه ١٠٠٠٠ درهم است، شيخ بها- ره- گفته: تا هلالش نامند وقت دعا باقى است ولى بهتر اينست كه از شب يكم پس نيفتد كه مورد يقين و اتفاق است عرفاً و اگر ميسر نشد شب دوم، و اگر فوت شد تا شب سوم هم وقت باقى است كه بسيارى آن را هم هلال دانند.
و اما آنچه صاحب قاموس و استاد ما ابو علي- ره- گفتهاند كه تا شب ٧ هلال است خلاف مشهور است در لغت و عرف و بطور مجاز است مانند اطلاق هلال در ٢٦ و ٢٧- سپس گفته: بعيد نيست كه تا شب سوّم هلال باشد، و اگر نذر كرده نزد رؤيت هلال دعاء بخواند برؤيت آن در شب ٤ ببعد عمل بنذر و واجب