آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٣ - روايات
٣٤- توحيد مفضل: امام صادق ٧ فرمود: اگر گويند چرا آدمى در ذات و صفات خدا اختلاف دارند؟ گفته شود از كوتهفهمى و كنجكاوى در شناخت او، كه خواهد حقيقت آن را دريابد و نميتواند و فروتر آن را هم نتواند، مانند همين خورشيد كه بيند بجهان بتابد ولى حقيقتش را نداند، و از اين رو گفتگو در آن بسيار است و فيلسوفان در باره آن اختلاف دارند و برخى گفتهاند يك فلكى است آكنده از آتش كه اين فروزش و تابش از آن ميجوشد و ديگران گفتهاند يك كره ابريست، و ديگران گفتهاند جسمى است چون آينه آتشين و پرتو افكن، و ديگران گفتهاند زلال و لطيف چون آب دريا است، و ديگران آن را تودهاى از اجزاء آتشين دانند و ديگران گفتهاند جوهر پنجم است جز چهار عنصر.
و در شكل آنهم اختلاف دارند برخى گويند يك صفحه پهناوريست، و برخى گفتهاند كره چرخانيست، در اندازهاش اختلاف دارند، برخى پندارند باندازه كره زمين است، و برخى آن را كمتر دانند، و ديگران گفتهاند بزرگتر از يك جزيره بزرگ است، و هندسهدانان گفتهاند، ١٧٠ بار برابر زمين است، و اين اختلاف دليل است كه حقيقت آن را نفهميدند، در صورتى كه فهم بشر از درك حقيقت اين خورشيد چشمگير و ديدنى ناتوانست كجا به يك حقيقت نهانى و ناديدنى رسد؟ بيان: اين گفتهاى كه از هندسهدانان نقل كرده قول برخى قدماء آنها است و نزديك بمشهور است چنانچه شناختى، و اختلاف ميان قدماء و متأخران در امثال آن بسيار است.
٣٥- توحيد مفضل: بينديش اى مفضّل در طلوع و غروب خورشيد براى برپا كردن دولت روز و شب اگر طلوع نميكرد، همه كار جهان نابود ميشد، و مردم دنبال هيچ كارى نميرفتند، جهان بر آنها تاريك بود و خوشى نداشتند و از روشنى و دلگشائيش بهره نميبردند، نياز به طلوعش نيازى به گفتن ندارد، بلكه سود غروبش را بايد گفت، اگر غروب نميكرد، مردم آرامش نداشتند و آسودگى كه