آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٦ - اخبار
در پرتو آنها شبانه راه رفت در بيابانها و اگر هيچ روشنى نبود كه رهنما باشد كسى نميتوانست راه طى كند، بينديش در اين لطف و حكمت كه تاريكى را براى نياز بدان، دولت و مدتى داده و در اين ميانه كمى روشنى نهاده كه نياز برآور باشد چنانچه شرح داديم.
بينديش در اين چرخ با خورشيد و ماه و اخترانش و بروجش كه در جهان ميچرخد باندازه و سنجش و اين نظام شبانه روز و چهار فصل را پياپى با انواع جاندار و گياه طبق مصالح گوناگون پديد مىآورد، چنانچه بطور خلاصه برايت بيان كردم، آيا بر خردمندى نهانست كه اين اندازهگيريهاى دقيق و درست و با حكمت از مقدّريست حكيم؟
اگر كسى گويد: اين چيزيست كه بر حسب تصادف بوجود آمده، بايد در باره چرخ آبكشى هم كه ميگردد و درخت و زراعتى را آب ميدهد بگويد بتصادف وجود پيدا كرده و ابزار منظم آن خودبخود پيدا شده. و آيا اگر كسى چنين گويد مردم باو چه ميگويند؟، و بر او انكار كنند كه يك چرخ چوبى كه با اندك تدبيرى براى اصلاح تيكه زمينى است بىصانع و مدبّر باشد، و فرض مىشود اين چرخ اعظم كه با حكمتى وجود دارد و انديشه از آن عاجز است و همه روى زمين را با آنچه در آنست اصلاح ميكند بتصادف پديد شده و صانع و مقدّرى نداشته باشد، اگر اين چرخ معيوب شود چنانچه ابزار صنعت و جز آن معيوب شوند، چه چارهاى در نزد مردم است براى اصلاح آن.
بيان: «از مركز خود جدا نشوند» بسا مقصود اينست كه حركت آنها روشن نيست مانند سيّارات يا اينكه بهم دور و نزديك نشوند مانند آنها، يا اينكه از بروج خود بدر نروند چون بر حسب اصطلاح نقل كواكب اينست كه از برخى ببرج ديگر روند، چنانچه مقصود از اينكه برخى آزادند همين است يعنى از برجى ببرجى ديگر ميروند بطور آشكار «اهمال يك معنى دارد» بسا مقصود اينست كه طبيعت يا دهر كه منكران خدا مؤثر در پديد شدن اشياء ميدانند يك امر بيشعور