آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٨ - روايات
٧- در درّ منثور (ج ١ ص ١٢٨) گفت: ازرقى از علىّ بن الحسين ٧ بر آورده كه مردى از او پرسيد، آغاز طواف باين خانه از كى بوده؟ چرا بوده و از كجا بوده؟ پاسخ داد، امّا آغاز طواف باين خانه اينست كه خدا بفرشتهها فرمود:
راستى من گذارندهام در زمين جايگزين، فرشتهها گفتند: اى پروردگار جاگزينى جز از ما كه تباهى در آن انگيزد و خونها ريزد، و حسد ورزند بهم و دشمنى كنند با هم و بشورند بر يك ديگر، پروردگارا اين جايگزين را از ما بنه كه تباهى نكنيم و خونها نريزيم؟ و با يك ديگر دشمنى نكنيم و بهم حسد نبريم و نشوريم و ما تسبيح گوئيم و تقديس كنيم برايت، فرمانت بريم و گناهت نكنيم، خدا فرمود: راستى ميدانم من آنچه را شما ندانيد.
فرمود: فرشتهها گمان بردند آنچه بخدا گفتند اعتراضى بوده و او بر آنها از اين گفتهشان خشم كرده پس پناهنده شدند بعرش (و سر برداشتند و با انگشتان خود اشاره كردند و از ترس خود زارى و گريه نمودند خ ب) تا سه ساعت، خدا بدانها نظر كرد بر آنها رحمت آمد و زير عرش خانهاى بر چهار ستون از زبرجد ساخت با روپوش ياقوت سرخ و آن را خانه (ضراح) ناميد و آنگاه بفرشتهها فرمود: باين خانه طواف كنيد، و عرش را وانهيد، فرشتهها بدان طواف كردند و عرش را وانهادند و اين بر آنها آسانتر بود و آن بيت المعمور است كه خدا ذكر كرده، و هر روز و شب ٧٠ هزار فرشته بر آن در بيايند كه هرگز بدان باز نيايند.
سپس خدا فرشتههايش را فرستاد و فرمود: بآن نمونه و اندازه برايم در زمين خانه بسازيد، و خداى سبحان بخلق زمين فرمود: بر آن خانه طواف كنيد چنانچه اهل آسمان به بيت المعمور طواف كنند.
٨- و از مقاتل حديث را به پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله كشانده كه آدم گفت: پروردگارا چه بدبختم، چيزى از نورت در برم نيست تا آن را بپرستم، و خدا بيت المعمور را بر او نازل كرد بپهناى خانه كعبه و در جايش از يك دانه ياقوت بهشت ولى بلنديش