آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٣ - روايات
كعبه مخاطب حقيقى خدا است و منظور تشكر از نعمتهاى او است، و كسى از متكلمان مسلمانان را نديدم كه چنين گويد جز برخى مقلدين فلاسفه، و موافقان اسلام در آنچه زيان بمقاصدشان ندارد.
سيد مرتضى- ره- در كتاب غرر و دررش گفته: ادله صحيح و روشن دلالت دارند كه فلك و آنچه در آنست از خورشيد و ماه و اختر بخود و بطبع خود حركتى ندارند چنانچه آن مردم گويند و خدا محرّك و متصرّف در آنها است باختيار خود و در جاى ديگر- ره- گفته: ميان مسلمانان خلافى نيست كه فلك و هر چه دارد از اختران جان ندارند، و مسخر فرمان خدايند، و اين معلوم است از دين رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله بضرورت چنانچه در باب نجوم بيايد.
«ايمان دارم بدان كه روشن كرد بتو تاريكيها را و وانمود بتو مبهمات را و تو را يك نشانه براى پادشاهيش ساخت و يكى از علاماتش نمود» نور و ضوء يك معنا دارند و بسا كه ضوء روشنى ذاتى را گويند و نور آنكه از ديگرى كسب شده، و باين معنا است قول خدا «ساخت خورشيد را ضياء و ماه را نور» (٥- يونس) ..
شيخ بهائى- ره- گفته در آغاز دعاء روى سخن با ماه و ذكر اوصاف او بود و اينك بشيوه بلغاء روش ديگرى آورد و روى بخدا كرد و او را ستود و باز هم اوصاف ديگرى از ماه را وانمود «نوّر بك الظلم» يعنى بسبب تو يا اينكه تو را ابزار روشنى ساخت و اگر روشنى عرض باشد كه بر جسم افتد از باب اينست كه گويم «چيزى را سياه يا سفيد كردم» و اگر ذرات درخشان جسم نور بخش است كه بر نور گير افتند چنانچه مذهب قدماء است معنا اينست كه تاريك را صاحب روشنى ساخته و با آن قرين نموده و اين قول گرچه بعيد است ولى دليلى بر بطلان آن نيست چنانچه اثباتش هم مشكل است.
و بسا كه مقصود از ظلمتها هواهاى تاريك است نه خود تاريكى زيرا كه آن نور پذير نيست و اين در صورتيست كه هوا روشنى پذير باشد ولى برخى گفتهاند شرط پذيرش كيفيت رنگ داشتن است و هوا بيرنگ است، و بنا بر اين مقصود اجسام