آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٨ - تفسير
با آيات دنبالش بعلاوه سوگند خدا باعظم و أعلى اولى است (پايان) من گويم: خمسه متحيره پنج سياره سرگردان جز خورشيد و ماه از سبعه سيّارهاند و آنها را سرگردان خواندهاند براى آنكه گاهى بحركت مخصوص خود بسوى مغرب روانند، و گاهى متوقف از حركت و گاهى برگشت به مشرق دارند و براى همين چند فلك تدوير براى آنها ثابت كردهاند زيرا در حركت يك فلك اختلاف نيست[١].
«چون آسمان شكافت و اختران پراكنده شدند» زيرا چون آسمان از هم بپاشد ناچار اختران روى زمين پراكنده شوند چنانچه رازى در (ج ٨ ص ٤٨٦) تفسيرش گفته و افزوده كه فلاسفه منكر امكان شكست و بست در افلاكند و دليل ما بر امكانش اينست كه همه اجسام مانندند و يك نواخت و از اين رو ميتوان آنها را بآسمانى و زمينى بخش كرد و جوهر آنها مشترك است و علويات و سفليات هر دو جسماند و بنا بر اين هر چه در اجسام زمينى روا باشد بايد در اجسام آسمانى هم روا باشد، چون دو مانند را يك حكم است، و هر چه بر اين آيد بر آن هم آيد.
و در تفسير قول خدا سبحانه «چون آسمان شكافته شود» گفته: (ج ٧ ص ٥٠٩) شرحش در چند جا گذشت، و از على ٧ روايت است كه از كهكشان شكاف برميدارد «و گوش بفرمان خدا است و بايدش چنين باشد» يعنى در جرم آسمان مانع از تأثير قدرت خدا نيست و از پاشيدن اجزاء آن از هم و در اثر پذيرى چون بندهايست فرمانبر، در برابر فرمان آقاى خود، و بهمين معنا است كه فرموده «آمديم بدلخواه و فرمانگذار» كه آن هم دلالت دارد بر نفوذ قدرت خدا در ابداع و ايجاد بىمانع مانع اصلا چنانچه اين آيه «أَذِنَتْ لِرَبِّها» در اينجا دلالت بر نفوذ قدرت او دارد
[١] اوفق بمقام قرآن همان قول دوم است كه از مولا على ٧ نقل شده زيرا قرآن براى عموم مردم است و وضع خمسه متحيره و كواكب سبعه را جز دانشمندان نميدانند و نمىفهمند( شرح مترجم).