آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٠ - تحقيق اين اخبار و جمع ميان آنها
شناسائى است و آنها وسيله تجلّى خدايند بر بندهها و نمونه عرش و كرسى باشند و حامل آن پيغمبر و ائمه :ند كه خزّان علم اويند در آسمان و زمينش خصوص آنچه مربوط بشناخت او است.
٣- ملك كه در خبر حنان بدان تفسير شدهاند بهمين وجهى كه گذشت.
٤- جسمى محيط بهمه آفريدههاى خدا چنانچه صدوق گفته و از برخى اخبار برآيد، زيرا هر چه در زمين و فراز آنها است آيات وجود خدا و نشانههاى قدرت اويند، و آثار وجود و فيض حكمت او، و همه آفريدههاى عرش عظمت و جلال او هستند و وسيله تجلّى صفات كمالش بر عارفان، و اين يك معنائيست كه بخاطر فاترم رسيد در تفسير قول آنها :: «و برآمده است بالاى هر ديدگاه» ٥- هر يك از اوصاف كمال و جلالش عرش او است، زيرا قرارگاه عظمت و جلال اويند و وسيله ظهورش بر بندههايش باندازه استعدادشان، و او را عرش دانش است و عرش قدرت، و عرش رحمانيت، و عرش رحيميت، و عرش وحدانيت، و عرش تنزّه چنانچه در روايت حنان و جز آن گذشت.
و پدرم- ره- خبرى را كه در تفسير قول خدا الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى رسيده كه مقصود اينست كه با هر چيز برابر است و چيزى نزديكتر باو نيست از چيز ديگر، تأويل كرده به عرش رحمانيت و گفته: پروردگار سبحان بر عرش رحمانيت با همه چيز برابر است، و از نظر رحيميت كه هدايت و رحمتهاى خصوصى است بمؤمنان نزديكتر است، يا مقصود اينست كه خداوند بصفت رحمانيّت خود بر عرش ملك و عظمت و جلال با همه چيزها يك نسبت برابر دارد، و اين برابرى از عظمت و جلالش هيچ نكاهد.
٦- دل پيغمبران و اوصياء و مؤمنان كامل كه قرارگاه محبت و معرفت خدايند چنانچه روايت شده است دل مؤمن عرش رحمان است، و هم در حديث قدسى است كه: فرا نگيرد مرا آسمانم و نه زمينم، و فراگيردم دل بنده مؤمنم.
سپس بدان كه اطلاق عرش و كرسى بر برخى معانى بواسطه تصريح در خبر