آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٣ - روايات
جز اندكى از دانش، ٨٥- الاسراء» نيست برايش مانند و نه همگنان و نه همتائى و از او است بهترين نامها كه ديگرى را نشايد و آنها را در كتاب خود شرح داده و فرموده: «بخوانيدش بدانها و وانهيد آنان را كه در نامهايش ناروائى كنند، ١٨٠- الاعراف» از روى نفهمى و نادانى و آنكه بنادانى نام ناروا بر او نهد ندانسته مشرك شود و باو كافر گردد و پندارد خوب كرده، و از اين رو فرمود «ايمان نيارند بيشترشان بخدا جز اينكه مشرك باشند، ١٠٦- يوسف» و آنان كسانيند كه ندانسته نام ناروا بر او نهند، و بيجا كنند.
اى حنان، راستى خدا تبارك و تعالى فرمود مردمى دوستانى گيرند، و آنها آنانند كه خدا فضل بآنها داده و خواصّى كه بديگران نداده، محمد را صلى اللَّه عليه و اله فرستاد و بفرمان خدا عزّ و جلّ رهنما بخدا شد تا بعنوان يك دليل و رهبر درگذشت، و پس از او وصيّش رهنما و رهبر بود بر هر آنچه او بفرمان پروردگارش از دانش روشنش رهبرى كرد، و سپس ائمه راشدين ٧.
بيان: ... «ملك چگونه ساختن چيزها» يعنى چگونه خدا بآفريدهها وابسته است و آنها را سرپرستى كند و بداند و چگونه از آنها جدا است، و از اين رو استوارى را شرح كرد باينكه چيزى بدو نزديكتر از چيزى نيست، و رحمت و دانشش همه چيز را فرا دارند، و بسا كه مقصود تدبير صفات و كيفيات و اوضاع و احوال چيزها باشد، و بسا كه اين معنا روشنتر است.
«سپس عرش در پيوست تنها است» يعنى چون يكى از آنها بديگرى عطف شود و با هم ذكر شوند عرش از كرسى جدا است و در غير اين صورت بسا كه يك معنا دارند مانند علم و هر دو نهانند از حواس انسانى «زيرا كرسى همان باب برونى است» و از اين تعبير پيچيده برآيد كه كرسى و عرش دو نوع از علم خدايند، كرسى متعلّق است باعيان موجودات، و همه بحقائق خود از آن برآيند و عرش تعلّق دارد به چگونگى و اندازه و احوال و پديد شدن و برگشت هر چيز و بسا كه يكى كتاب محو و اثباتست و ديگرى لوح محفوظ.