آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢ - روايات
و آنگه عرش در پيوست از كرسى جدا است، زيرا اين دو بزرگترين ابواب امور نهانيند، و هر دو نهانيند و در نهان با همند، كرسى باب برونى غيب است كه پديدگاه آفرينش است و همه چيز از آنست، عرش باب درونى است، در آنست دانش چگونگى و بود و اندازه و مرز و مكان و خواست و وصف اراده، و دانش الفاظ و حركات و وانهادن، و دانش بازگشت و بداء، و هر دو باب دانش همگرند زيرا ملك عرش جز ملك كرسى است: و علمش نهانتر از علم كرسى است، از اين رو فرمود: پروردگار عرش بزرگ، يعنى وصفش بزرگتر از وصف كرسى است، با اينكه هر دو از نظر دانش همگرند.
گفتم: قربانت پس چرا در فضيلت همگنان كرسى است؟ فرمود: همانا براى آن همگنانش شد كه دانش چگونه سازى در آنست و آنچه از ابواب بداء و جا سازى (و سازمانها خ ب) و رتق و فتق است در آن روشن است، پس اين دو همگرند و يكى جايگزين در ديگريست، و تعبير علماء نمونه است كه دگرگون آرند تا دليل باشد بر راستى دعوى آنان زيرا او مخصوص سازد برحمتش هر كه را خواهد و او است نيرومند و با عزّت.
و نمونه اختلاف وصف عرش اينست كه خدا تبارك و تعالى فرمود «پروردگار عرش- پروردگار يگانگى- است از آنچه ستايند، مردمى گويند دو دست دارد و گفتند: «دستش بسته است»، مردمى او را بدو پا وصف كردند و گفتند: پاى بر صخره بيت المقدّس نهاد و از آنجا بآسمان برآمد، و او را داراى انگشت شمردند و گفتند: محمّد صلى اللَّه عليه و اله فرموده: «من خنكى انگشتانش را بر دلم دريافتم» براى اين وصفها است كه فرمود: «پروردگار عرش از آنچه ستايند».
فرمايد پروردگار نمونههاى برتر است از آنچه نمونههاى او آوردند، و براى خدا است نمونه برتر كه چيزى بدو نماند، و وصف او نشايد، و در وهم نيايد، اينست نمونه برتر، و ستايش مردم بىدانش كه نمونههاى پست برايش آوردند و او را بدان چه مانند او ساختند همگنان كردند، و از اين رو فرمود: «داده نشديد شما