آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١٣ - توضيح
در غدير خم بخلاف واداشت (الحديث).
گوئيم: اولا روش او در اين كتاب نقل اخباريست بدين سياق گرچه مورد اعتماد او نباشد.
ثانياً: ممكن است كه «روزى بوده» تا آخرش عبارت راوى باشد نه امام يا عبارت خود او باشد چنانچه روش او در اين كتابست كه در بسيارى موارد سخن خود را در روايت درج ميكند بىنشانه و مؤيد آنست كه در تهذيب و كافى (ج ٣ ص ٤١٣) صدر اين روايت را از امام ششم ٧ نقل كرده و اين دنباله را ندارد و در كافى (ج ٣ ص ٤١٥) از يكى از دو امام نقل كرده با دنباله ديگرى.
ثالثا: ممكن است منظور از نسب على ٧ در روز جمعه نزول فرمان نصب باشد يا تقدير آن باشد در روز ميثاق يا آنكه اين معنا را امام بلفظ ديگرى بيان كرده و راوى بتوهم خودش بچنين تعبيرى درآورده، و روايت أبى الجارود مطابق توجيه يكم است و مؤيد دوم است روايت كافى و تهذيب از أبى حمزه كه مردى بامام پنجم ٧ گفت: چگونه جمعه ناميده شد؟ فرمود: براى آنكه خدا عزّ و جلّ همه خلق خود را در آن جمع كرد تا پيمان بگيرد بر ولايت محمّد صلى اللَّه عليه و اله و وصى او در ميثاق و آن را جمعه ناميد كه خلقش را در آن جمع كرد (الحديث) تامل كن.
٤- اتفاق دارند كه واقعه بزرگ كربلا روز دهم محرم سال ٦١ هجرى بوده ولى در كدام روز هفته؟ مورد اختلاف است قولى است روز جمعه بوده و بعضى شنبه گفتهاند و برخى دوشنبه، و حساب تاريخ معلوم با هيچ كدام موافق نيست زيرا نزديكتر تاريخ بدان همان روز غدير سال ١٠ است كه دوشنبه بوده و بنا بر آن غره محرم سال ١١ شنبه است يا يك شنبه و ميان اين دو محرم ٥٠ سال تمام است و پس از طرح هفتهها يكى ميماند يا دو بفرض كبيسه و لازم آيد كه غره محرم سال ٦١ پس از ايام روز از شنبه يا يك شنبه باشد، و موافق شنبه يا دوشنبه يا سهشنبه مىشود، و ١٠ آن سه شنبه يا چهارشنبه يا پنج شنبه است.