آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٤ - دنباله و تفصيل خوب اقوال فقهاء شيعه در باره ستارهشناسى و پيشگوئى بدان
و گفت نگهدار تا سال ١٨٧ بيايد و برود آنگاه آن را بخوان و در ماه صفر بود كه رشيد ببرمكيان يورش برد، و من آن ورقه را خواندم و بهمان تاريخ بود، اسماعيل گفت: يحيى اعلم مردم بود بعلم نجوم.
و در همان كتاب از نصر خادم روايت شده كه در آخر روزگارشان بود و بامدادى بعيادت يحيى رفتم كه بيمار شده بود ديدم در آستان خانه استرى زين است او را با من انسى بود و رازش را بمن ميگفت: ديدم بسيار افسرده و اندوهناك و در بررسى حساب نجوم است، باو گفتم: از ديدن استر زين شده شاد شدم بنظرم آمد بيمارى رفته و قصد سوارى داريد، ولى از چهره اندوهگين شما دلم گرفت، بمن گفت اين استر داستانى دارد، من ديشب در خواب ديدم سوار آن شدم و سمت چپ جسر رسيدم، و ايستادم و از جانب ديگر فرياد بلند شد كه:
|
تو گفتى نبد در حجون تا صفا |
انيسى و در مكّه همدم نبود |
|
من هم دست روى زين زدم و گفتم:
|
چرا ما همه اهل آنجا ولى |
گذشت زمان، بخت بدمان ربود |
|
و از خواب بيدار شدم و طالع ديدم و زير و روى كار را وارسيدم و دانستم دوره ماه تمام شده و كار ما گذشته گويد: هنوز سخنش را تمام نكرده بود كه مسرور خادم آمد با خوانى سرپوشيده كه سر جعفر در آن بود، و بيحيى گفت: امير المؤمنين بتو ميگويد: چگونه ديدى انتقام خدا را در فاجر و بدكار، يحيى گفت: باو بگو بينم كه تو دنياى او را تباه كردى و او آخرت تو را تباه كرد.
سپس گفته: و از علماء نجوم كه مذهبش را نميدانم ابراهيم بن سندى شاهك است كه منجم و طبيب و متكلّم بوده، و ديگر عضد الدوله ابن بويه است كه شيعه مآبست و بسا كه زيدى بوده، و ديگر محمود بن على حمصى است چنانچه گفتيم و ديگر جابر بن حيّان از اصحاب امام صادق ٧ است كه ابن نديم او را شيعه دانسته، و از وزراء أبو أيوب موريانيست، و برامكه بنجوم عمل ميكردند و اين مبارك گفته: چون جعفر خواست بكاخى كه ساخته بود نقل مكان كند منجمان را براى