آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٢ - دنباله و تفصيل خوب اقوال فقهاء شيعه در باره ستارهشناسى و پيشگوئى بدان
آسوده شد.
سپس گفته: از علماى نجوم شيعه مآب حسن بن سهل است، و حديث حمام و كشته شدن فضل را كه از عيون در احوال امام رضا ٧ آورديم ذكر كرده، و گفته در يكى از كتب حسن بن سهل يافت شده كه بخط خود نوشته بوده: اين سال فلانى بلاآور است و از خدا دفع آن را خواهانم، و اگر حساب فلك درست درآيد، كار شدنى است، و از خدا سرانجام خير خواهانم، و براى او هر سال تقويمى درست ميشد و خودش بر آن مينگاشت، اين روز براى چه شايد، و اين روز چه كارى نبايد، و سالى كه در آن كشته شد تقويم را بدو عرضه كردند و او روز بروز نگارش كرد آنچه را شايد تا بروز قتل خود رسيد و گفت: اف بر اين روز كه چه بد است براى من، و تقويم را بدور انداخت.
و از خواهر فضل روايت شده، شبى كه بامدادش كشته شد، نزد مادرش آمد و در كنارش نشست و او را پند داد و در باره خود تسليت گفت، و به پيشامدهاى روزگار و گذشت امور بندگان يادآورى كرد، و سينه و پستانش را بوسيد و با او براى آخرين ديدار وداع كرد، و برخاست با آشفتگى و نگرانى از حسابى كه كرده بيرون رفت، و از اينجا بآنجا و از اين مجلس بآن مجلس جابجا شد و تا سحر خوابش نبرد، و قصد حمام كرد تا بار اندوه خود را در آن فرو نهد و حمام در آخر باغ بود و استرش را سوار شد و بسوى آن رفت و استر بسر درآمد و خرسند گرديد: و خيال كرد بلا همان بوده، و بحمام رفت و غسل كرد و كشته شد.
گفته: از ناموران علم نجوم پوران دختر حسن بن سهل است، و من در جنگ كهنهاى ديدم كه در همه علوم بويژه نجوم پايه بلندى داشته، و در آن بنهايت استاد بوده، و هميشه اسطرلاب را بلند ميكرد و طالع معتصم را واميرسيد و روزى مرگ او را بر اثر چوبى دريافت، و بپدرش حسن گفت برو نزد امير المؤمنين و بگو فلان كنيزك در اسطرلاب ديده در فلان ساعت مرگى در كمين او است، حسن گفت:
نور چشم نظر او از ما برگشته و بسا بد بين گردد و از پدرت اندرز نگيرد، گفت: