آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٩ - دنباله و تفصيل خوب اقوال فقهاء شيعه در باره ستارهشناسى و پيشگوئى بدان
ندارند اينست كه طالع بگيريد و بگوئيد اين چيز را ميگيرند يا نميگيرند و سپس مخالف گفته آنها عمل مىشود، و اين مسأله بر آنها دشوار است و عذرهاى نادرستى ميتراشند و ميگويند بايد آن شخص خواست خود را بنويسد يا بكسى بگويد تا ما تصميم سپرده او را استخراج كنيم، و اين عذريست بيهوده زيرا اگر منجم همه كائنات را ميفهميد بايد اختيار ما را هم بفهمد، و چه فرقى دارد كه آن را قبلا بسپارد يا نه؟ و اگر آن را هم سپرده كنيم باز درست گفتن آنها كمتر از خطاء آنها است، و از همان تخمين و گمانپرانى بهتر نيست.
يك روز يك رئيس بلكه يك وزير كه اديب و نويسنده فاضلى بود و شيفته ستارهشناسى بود در ضمن اظهار تعجب من از كسى كه عمر در آن صرف كند گفت:
ميخواهم چيزى كه در دل دارم از شما بپرسم، گفتم: هر چه خواهى بپرس، گفت:
بگو بدانم در تكذيب احكام نجوم تا آنجا رسيدى كه براى سفر و نو پوشيدن و دنبال كارى رفتن هيچ ساعتى منظور ندارى؟ گفتم: من- بحمد اللَّه- باين مقام رسيدم و بيش از آن، و نه در خانه تقويم دارم و نه در آن نگاه كنم، و در هر اقدامى جز خوبى نديدم.
و باو گفتم دليل علمى بر بطلان نجوم بكنار يك دليل عمومى در اينجا هست و آن اينست كه در راه عمومى چاههاى نزديك هم باشد كه بايد با توجه از آنها بسلامت گذشت، آيا بينا و نابينا كه هميشه در آن راه رفت و آمد دارند در سلامت برابرند؟ گفت: البته بينايان سلامت بيشترى دارند از نابيناها گفتم: اگر محال است كه اين دو در راه پر از چاه در سلامت با هم برابر باشند فرض كن منجم بينا براه زندگى و چاههاى بلا و آفت است و ديگران نابينا و بايد منجم در زندگى خود سالمتر و موفقتر و از بلاها دورتر باشد از ديگران و حال اينكه چنين نيست بلكه برخى مردم بيابانى و چادرنشينى در زندگى از يك منجم خوش بختتر و سالمتر و از بلا دورتر است گفت: اين اتفاقى است، گفتم پس بايد بر حسب اتفاق سلامت نابيناها در راه پر چاه برابر بيناها يا بيشتر از آنها باشد يا اينكه اين امر