آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٨ - دنباله و تفصيل خوب اقوال فقهاء شيعه در باره ستارهشناسى و پيشگوئى بدان
و اين از دين رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله بطور ضرورت معلوم است، و چون ميدانيم كواكب نه زندهاند و نه توانا چگونه فاعل باشند؟ و گر بپذيريم توانايند ولى گوئيم تأثير توانا در ديگرى بزايش و امتزاج است و ميان ما و كواكب هيچ پيوندى نيست تا در ما اثر كنند.
و اگر گويند هوا پيوند است ميان ما و آنها گوئيم هوا ابزار حركت سخت و جر اثقال نشود، و اگر وسيلهاى بود بايد ما درك عمل آن را بنمائيم و بفهميم كه هوا در ما اثر ميكند، چنانچه اگر بابزار ديگر ما را بجنبانند ميفهميم، بعلاوه برخى پديدههاى ما ابزار پذير نيستند، چون اراده و اعتماد، و بسيارى ديگر، و چگونه كواكب در آنها اثر كنند، و تأثير خورشيد در رنگ ما باينست كه خدا بوسيله آن اين اثر را ميكند مانند سوختن آتش و راه مفهومى دارد، ولى تأثير كواكب چنين نيست و راه مفهومى ندارد.
و دليل بطلان تأثير كواكب اينست كه مستلزم سقوط امر و نهى و مذمّت مىشود و جبر لازم مىآيد و دليل ابطال جبر بر بطلان آن دلالت دارد، و امّا اينكه گفته شود: در اوضاع كواكب خدا اثرى مينمايد گفتيم اين عقيده منجمان نبوده و امروزه با اظهار آن ظاهر سازى ميكنند، و اگر چه ممكن است ولى دليلى بر اثباتش نيست كه گفته شود طالع زحل و مريخ نحس است و طالع مشترى سعد است، نه دليل قطعى بدان آمده و نه گفته پيغمبريست.
و اگر گويند از تجربه معلوم شده كى ميپذيرد كه اين تجربه منظم و پياپى است، با اينكه ميبينيم دروغ شما بيشتر از راست شما است، و آنجا كه خبر شما راست شود مانند گفته ديدهگر و گمانبر آنست، كه ديدهايم بيشتر پيشگوئيشان درست در مىآيد با اينكه بر پايه قاعده و دستور نجوم نيست، و اگر گوئى خطاء منجم ناشى از خطاء در بررسى است گوئيم چرا درستگوئيش ناشى از ديدگرى نباشد، زيرا دليل قطعى بر صحت تأثير نجوم نداريم تا خطاء را تأويل كنيم.
و از آنچه مايه خموش كردن معتقدين بصحت احكام نجوم است و پاسخى