آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٧ - دنباله و تفصيل خوب اقوال فقهاء شيعه در باره ستارهشناسى و پيشگوئى بدان
جسمى حادث است و وجود هر قوهاى در حادث نياز دارد بمحدث جز طبيعت، و گر نه لازم آيد تسلسل، و لازم شود عقيده بصانع سبحانه و تعالى.
و سيّد شريف مرتضى در كتاب «غرر و درر» در پاسخ اين سؤال از مسائل سلاريه كه: چه ميفرمائيد در پيشگوئى منجم و تأثير نجوم، و چه مانع دارد كه كواكب اثر بخش باشند چنانچه خورشيد رنگ ما را گندمگون ميكند و اگر خود كواكب أثرى نشايند چه مانعى است كه خدا را عادت باشد كه با طلوع آنها أثر خاصى بيافريند يا در وضع ديگر آنها، ما شيفته جوابيم، و چطور ميفرمائيد حكم منجم روى حدس است با اينكه كمتر گفته آنها فاسد درآيد و بلكه در گزارش آفتاب گرفتن از نظر وقت و مقدار درست گزارش ميدهند و بىتخلّف، چه فرقى است ميان آن و احكام راجع بما؟
جواب گفته: منجمان كواكب را بطبع خود مؤثر دانند نه اينكه در قرآن و اتصال آنها اثرى آفريند كه از خود كواكب نباشد و اگر كسى چنين گويد ظاهر سازى كرده در برابر مسلمانان و خلاف گفته منجمان قديم است و اين هم گرچه ممكن است ولى دليل بر فساد آن موجود است، ولى عقيده منجمان همان محالى است كه امكان صحت ندارد، متكلمان اسلام سخنان را تمام كردهاند در اينكه نميشود اختران را در ما اثرى باشد، و ما هم در چند جا در اين باره سخن گفتيم، و بطلان طبيعت را كه بدان ياوه سرايند و افعال را بدان وابندند روشن كرديم و گفتيم فاعل بايد زنده و توانا باشد، و ما ميدانيم كواكب چنين نيستند، و شرط كار در آنها نايابست، و متكلمان دليل بسيار بر زنده نبودن كواكب آوردهاند كه بيشترشان مورد اعتراض است.
و روشنتر همه اينست كه حرارت شديد (١٠٠ درجه) چون حرارت آتش منافى زندگى است، و حرارت خورشيد از آتش بيشتر است چون پرتو آنكه از مسافت دورى ميتابد سوزانتر است و محال است كه زنده باشد، و دليل اقوى شرع است و اجماع بر اينكه فلك و هر كوكبى در آنست زنده نيست و همه مسخر خدايند