آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٥ - دنباله و تفصيل خوب اقوال فقهاء شيعه در باره ستارهشناسى و پيشگوئى بدان
هم از معتزله بدان معتقدند (پايان)[١].
و شيخ محمّد بن حسين كيدرى در شرح نهج البلاغه راجع به تشنيع بر احكام نجومى گفته: چگونه آدمى حوادث و اسباب آن را در حال ميداند تا برسد بآينده مانند همين جزر و مد دريا، هر كه مدعى است اسباب كائنات را ميداند مقدماتش برهانى نيست همانا تجربهاى ناقص يا خيالبافى يا خطابهايست كه از شهرت و قبول مردم و يا از گمان سرچشمه گرفته، با اين همه همان بعضى اسباب آسمانى را در نظر دارند و همه اسباب آسمانى و زمينى را منظور نتوانند، و چون آمادگيهاى زمينى دگرگون شوند أثر فاعل در آنها دگرگون گردد چنانچه آتش در هيزم خشك اثرى دارد كه در خاكستر آن ندارد و شناخت بقاء آمادگى شرط تأثير است، و بسا آمادگيها بمانع برخورند، و اين اسباب و مسببات را جز خدا نداند.
بعلاوه منجم روى يك يك ستاره حكم ميكند و اثر مجموع مركب آنها را در نظر نگيرد، و چنانچه أثر هر يك از اجزاء يك معجون بتنهائى جز أثر مركب آنست، همچنين أثر مجموع اختران با هم جز أثر هر يك آنها است و حكم روى هر كدام ناقص است و اعتماد را نشايد، و بسا دو كودك دو قلو با هم زاده شوند و طبق حكم منجم بايد در همه چيز تا برسد بسخن گفتن و خموشى مانند هم باشند و با هم بخوابند و بيدار شوند و بمانند و بميرند، و ارتباطشان با خارج يكسان باشد
[١] خاندان نوبخت طائفه بزرگى بودند، علماء و ادبا و منجمان بسيارى داشتند و هم فلاسفه و متكلمان و نويسندهها و حكماء و امراء، در دولت عباسى مقامى والا داشتند جدشان يك ايرانى بود بنام نوبخت از خاندان گيو گودرز و منجم منصور بود و چون پير و ناتوان شد پسرش ابو سهل را جانشين خود كرد كه سر سلسله اين خاندانست و ده پسر داشت كه دوتاشان نژاد بسيارى آوردند و نام آنها اسحاق و اسماعيل بود و شيخ اجل ابو القاسم حسين بن روح نائب خاص امام زمان در غيبت صغرى از اين خاندانست و بدوستى على و اولادش معروفند( از حاشيه ص ٢٧٩).