آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٠ - روايات
مجهول الحالى است و در نسخه فقيه تيكهاى افتاده از سند و اگر هم بپذيريم جواب امام دلالت دارد بر درمانى براى نگرانى ابن ابى عمير چنانچه صدقه درمان فال بد هم هست و آن را اصلى نيست، و ابن ابى عمير معصوم نيست كه كار او حجت باشد ٦٣- در دلائل الامامه طبرى و جز آن بسندى از ابن عباس گفت: ماده گاوى بحسن بن على ٧ گذر كرد، فرمود: گوساله مادهاى در شكم دارد كه پيشانى و سر دمش سفيد است، ما همراه قصاب رفتيم تا سرش را بريد، و گوسالهاش چنان بود كه او فرمود، باو گفتيم: مگر خدا نفرموده «و او ميداند و بس كه در رحمها چيست» شما از كجا دانستيد؟ فرمود: ما ميدانيم نهانى را كه آگاه نيست بدان هيچ فرشته مقرّب و پيغمبر مرسلى جز محمّد و نژادش ٧.
بيان: دلالت دارد كه منجمان و همگنانشان بمانند اين امور دانا نيستند.
٦٤- در كافى (ج ٤ ص ٦ فروع) بسندى از امام ششم ٧ فرمود زمينى ميان من و منجمى بود و او دنبال ساعتى بود كه براى خودش سعد و براى من نحس باشد تا آن را قسمت كنيم، و چون در آن ساعت قسمت كرديم بهترش بنام من در آمد، و او دست راست بر چپش زد و گفت: مانند اين روز هرگز نديدم، گفتم: واى بر روز ديگر تو را چه شده؟ گفت: من تو را در ساعت نحست بر آوردم و خود در ساعت سعدم بودم و پس از قسمت بهترش بنام تو درآمد.
فرمود: تو را باز نگويم از آنچه پدرم از رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله باز گفت كه فرمود:
هر كه را خوش آيد كه خدا نحوست روزى را از او بگرداند اول روز صدقه بدهد تا خدا نحسى روز را از او ببرد، و هر كه خواهد نحسى شبش از او بگردد، شبش را با صدقه گشايد تا خدا نحسى شبش را از او ببرد، و من هنگام بيرون آمدن صدقه دادم، و اين براى تو از ستارهشناسى بهتر است.
بيان: دلالت دارد كه اگر نحوستى باشد بصدقه دفع مىشود، و مراعات آن نشايد، بلكه دفع مانند آن بدعاء و صدقه و توكل است.
٦٥- در معانى الاخبار (٢٧١) بسندى از امام چهارم ٧ فرمود: