آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٦ - روايات
گفتم: آن را ندانم فرمود: راست گفتى سپس فرمود: چه مىشود كه دو لشكر با هم برخورند و هر كدام منجمى دارند كه حكم به پيروزى صاحب خود كرده و سپس يكى ديگرى را شكست ميدهد پس نجوم كجا رفته، گفتم: بخدا كه اين را ندانم فرمود: راست گفتى، اصل حساب نجوم درست است ولى آن را نداند جز كسى كه زايش همه مردم را بداند.
بيان: «كلاهم چرخاندم» شايد پنداشته حركت فلك در همه سو رحويست «چه مىشود كه دو لشكر بهم برخورند» اين يك دليل تمامى است بر خطاء منجمان زيرا بسا دو پادشاه كه برابر هم بجنگند منجم هر كدام ساعت پيروزى آنها را پيش بينى كرده ولى يك شكست ميخورد و اين براى آنست كه ستاره اشخاص را بخوبى نميدانند، يا براى آنست كه آمادهگى پذيرش هم در پديده اثر دارد و اگر منجم تأثير ستارهها را بداند دومى را نداند چنانچه ابن سينا گفته و شرحش در داستان هاروت و ماروت بيايد.
و اينكه فرمود: نداند آن را جز كسى كه مواليد مردم را بداند، ممكن است اشاره بوجه يكم باشد چنانچه منجمان طالع مولود را در حكم خود منظور دارند يا اينكه بدوم باشد چون مقصود از مواليد خصوصيت مواد و استعدادات آنها است و اسباب ولادت آنها كه احاطه بدان جز بوحى و الهام از خداى حكيم ميسر نيست و بسا مقصود اينست كه هر كه علم نجوم را درست بداند مواليد همه خلق را ميداند و چون منجمان نميدانند معلوم مىشود كه آن را درست نميدانند، و بهر تقدير ظاهر حديث اينست كه علم نجوم حق است ولى بررسى آن براى مردم ديگر جائز نيست چون درست آن را ندانند و ندانسته حكم كنند و اللَّه العالم.
٢٥- در النجوم: بسندى از امام رضا ٧ بحسن بن سهل فرمود: حساب نجوم تو چگونه است؟ گفت: چيزى از آن نمانده، همه را آموختهام امام ٧ فرمود: نور خورشيد چند درجه از نور ماه فزونست و نور ماه از نور مشترى و نور