آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٨ - روايات
او را با امام ٧ چنانچه گذشت با اختلافاتى نقل كرده است) و در پايان افزوده كه آن دهقان كلمه شهادتين بزبان آورد. و گفت: اى آقايم، آنكه به ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد فهمانيده هم اينها را بتو فهمانيده، او است خدا كه مشار إليه است، و پس از معاينه حقيقت اثر آن را نجويند، دست بمن بده و من گواهم كه نيست شايسته پرستشى جز خدا يگانه، بىشريك، و باينكه محمّد بنده و رسول او است، و باينكه تو امام و وصى مفترض الطاعه هستى.
بيان: بيشتر پرسشها كه در اين روايت آمده بر فرض درستى و ضبط آنها بر پايه اصطلاحات مخصوصه بائمه ٧ است كه براى معجزه و بيان نادانى طرف ذكر كرده تا بداند كه بدان چه در اين علم لازم است احاطه ندارد «چه اندازه است سپيده دم تا بامداد» بسا مقصود زمان ميان سپيده دم تا برآمدن خورشيد است كه در فصول سال كم و زياد مىشود «شيح» گياه معروفى است و بسا در اينجا مقصود دشتى است كه جاى روئيدن آنست «عموريه» آب تعميد مسيحيانست كه نوزادان خود را با آن ميشويند (ولى آن را معموديه ميخوانند و عموريه براء شهرى بوده در روم، از پاورقى ص ٢٣٤).
«و لم ارك غير التقدير» يعنى تغييرات ناشيه از تقديرات خدا تعالى و در نسخهاى «عين التقدير» است يعنى اصل و پايه تقديرات «قضية عيص» يعنى يك مسأله اساسى و دشوار و در برخى نسخ (عويصه) آمده بمعنى دشوار، عموريه با تشديد ميم، شهريست در روم، شايد مقصود از عبّ آب بسيار است و از عتوّ او طغيان و كثرت او، و «مراجيح» بردبارانند و زرّق بر وزن سكّر پرنده شكاريست «فيله» جمع فيل است ...
ميگويم: در نسخه هر دو خبر كه نزد ما است تصحيف بسياريست كه آنها را چنانچه يافتيم واگذارديم.
١٥- در النجوم: بچند سند از يونس بن عبد الرحمن در جامع صغير او گويد:
بامام ششم ٧ گفتم: قربانت بمن بگو علم نجوم چيست؟ گفت از دانش پيغمبرانست گفتم: على بن ابى طالب آن را ميدانست؟ فرمود: داناترين مردم بود بآن.