آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٦ - روايات
آورد و امام ٧ باو فرمود: تو ستارهها را سيّاره ميگردانى؟ گفت: نه، فرمود:
تو بر ثوابت حكمفرمائى؟ گفت: نه، فرمود: بمن خبر ده از طول برج اسد و درويش از مطالع و مراجع، زهره چه نسبتى دارد با توابع و جوامع؟ گفت: من نميدانم فرمود: چيست ميان سرارى و درارى، و ميان ساعات تا معجرات، و چه اندازه است پرتو مبدرات؟ و چه اندازه حاصل مىشود سپيده دم در بامدادان؟ گفت:
نميدانم.
فرمود: اى دهقان ميدانى كه امروز پادشاهى چين از خاندانى بخاندانى منتقل شد و برج ماجين وارو شد، و خانههائى در زنج سوخت، و چاه سرانديب جوشيد، و دژ اندلس ويران شد، و مورچه شيح بهيجان آمد، و مراق هندى گريزان شد، و پيشواى يهود مفقود گرديد در ايله، و سردار روم در روميه نابود شد، و راعب عموريه كور شد و كنگرههاى قسطنطنيه فرو ريخت، تو اين حوادث را ميدانى و چه چيز آنها را پديد آورده شرقى يا غربى فلك؟ گفت من اينها را نميدانم، فرمود:
بكدام اختر بالاى قطب قضاوت ميكنى، و به كدام نحس شود آنچه نحس شده؟ گفت:
من آن را نميدانم.
فرمود: ميدانى امروز ٧٢ عالم خوش شدند كه در هر عالمى هفتاد عالم است برخى در خشكى و برخى در دريا، و بعضى در كوهها، و بعضى در بيشهها، و بعضى در آباديها، و چه خوش كرد آنها را؟ گفت: من آن را ندانم، فرمود: اى دهقان بگمانم با قرآن مشترى و زحل قضاوت كردى كه در آغاز شب برايت روشن شدند و درخشانى مريخ و شرقى بودنش در سحر بر تو پديد شد، و سير كرد و جرمش بجرم تربيع ماه پيوست، و اين دليل است كه امروز يك مليون آدمى زادند و مانند آنها بميرند، و با دستش اشاره كرد بجاسوس معاويه كه در لشكر او بود، و فرمود اين هم ميميرد، زيرا از همانها است و چون آن را فرمود: آن مرد گمان كرد كه فرمود: او را بگيريد، و دلش گرفت و نفسش در سينهاش بند آمد و همان وقت مرد.