آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٢ - روايات
نيست جز تو بلكه تو را دروغگو دانيم و در ساعتى كه غدقن كردى برويم.
بيان: روايت شده كه اين گوينده عفيف بن قيس برادر اشعث بوده كه ستارهشناسى ميكرده «هر كه تو را باور دارد در اين عقيده قرآن را دروغ شمرده» چون مدّعى علمى شده كه قرآنش مخصوص خدا دانسته زيرا ظاهر قول خدا (عنده) اختصاص است بدو، اگر اعتراض شود كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و ائمه ٧ در بسيارى از جاها باين پنج خبر دادهاند و پيشگوئى كردند و چطور مىشود؟ گوئيم مقصود اينست كه كسى از پيش خود نميداند و پيشگوئى آنها بوحى از خدا بوده و بتعليم پيغمبر بائمّه ٧ بوحى خدا. نگويند كه علم نجوم هم وحى خدا است به پيغمبران چنانچه در اخبار آيد كه اصل آن چنين بوده و چگونه تصديق منجم تكذيب قرآن است؟ چون گوئيم آنچه از اخبار برآيد اينست كه نوعى از اين علم حق است و پيغمبران و اوصياء آن را ميدانستند، و امّا آنچه در دست مردم است درست نيست چنانچه ما بيانش خواهيم كرد.
٥- در خصال: بسندش از أبى الحصين كه شنيدم امام ششم ميفرمود:
پرسش شد از رسول خدا ٦ از ساعت فرمود: هنگامى كه مردم به نجوم ايمان آرند و تقدير را دروغ شمارند (خصال- ٣٠) بيان: اشاره دارد كه ايمان بنجوم متضمن تكذيب بتقدير است.
٦- در خصال (١٠٥) بسندش از على ٧ كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود:
چهار چيز پيوسته در امّتم باشند تا روز قيامت، فخر بحسب، طعن در نسب، و باران جستن از نشانه ستارهها، و نوحهگريها بر مردهها، زن نوحهگر اگر پيش از مرگش توبه نكند، روز قيامت با پيراهنى از قطران محشور شود، و جبهاى از گرى در تن خود.
بيان: آب جستن از ستارهها بعقيده اينكه اثر دارند در فرود آمدن باران.
٧- در خصال (٣٥) بسندش از امام چهارم ٧ كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله نهى