آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٩ - روايات
آمدند با هم نظر بد دارند و اختران سعد هم با اختران نحس با هم نظر بد دارند امروزت هم روز دشواريست، دو اختر واژگونند، و از برج تو آتش فروزانست، و نبرد تو بيجا است. امير المؤمنين ٧ فرمودش، واى بر تو اى دهقان كه از آثار خبرگزارى و از تقديرات برحذر ميدارى، داستان صاحب ميزان و داستان صاحب سرطان چيست؟ مطالع از اسد در چه درجهاند، و چند ساعت از طلوع ستارههائى ديگر گذشته و چه اندازه است ميان اختران نهان و اختران تابان.
گفت: اكنون حساب ميكنم، و از آستينش اصطرلابى برآورد و باو مينگريست، آن حضرت لبخندى زد و فرمود: ميدانى ديشب چه پديد شده؟ خانهاى در چين سقوط كرده و برج ماجين گشوده شده و با روى سرانديب افتاده، و بطريق روم به آفريقا گريخته و در ايله پيشواى يهود مفقود شده، و در وادى النمل مورچه بجنبش آمدند، و پادشاه افريقيه مرده، آيا تو اينها را ميدانى؟ گفت: نه يا امير المؤمنين، فرمود: ديشب هفتاد هزار عالم خوشبخت شدند، و در هر عالمى ٧٠ هزار زادند، و امشب مانند آنها ميميرند، و اين يكى از آنها است، و با دست خود بسعد بن مسعده حارثى اشاره كرد كه در لشكر امير المؤمنين ٧ جاسوس خوارج بود و آن ملعون پنداشت فرمان ميدهد او را دستگير كنند، و نفسش گرفت و مرد، و آن دهقان پيشانى بر خاك نهاد.
امير المؤمنين ٧ فرمود: از چشمه توفيق سيرابت نكنم؟ گفت: چرا يا امير المؤمنين، فرمود: من و يارم نه شرقى باشيم و نه غربى، ما پديده قطب و پرچمهاى فلكيم، اما اينكه گفتى «از برج تو آتش فروزد» بايد كه باين نشانه بسود من قضاوت كنى نه بزيانم، اما روشنى و تابش آن نزد خود من است، و سوزانى و زبانهاش از من دور شده، و اين مسألهايست ژرف و اگر حسابگرى حسابش كن.
بيان: «و چيست داستان صاحب ميزان» يعنى اخترانى كه اكنون در برج ميزانند، مربوط بدانند و مناسب با آن، و همين است معنى صاحب سرطان «چند طلوع كرده از برج اسد» و «چند ساعت از طلوع اختران ديگر گذشته» و مقصود