آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٨ - روايات
راستى كه دانشور مدينه داناتر است از آنها.
يمانى گفت: علم دانشور مدينه تا كجا ميرسد؟ فرمود: تا آنجا كه نياز به پى زدن و فالگيرى ندارد بلكه در يك چشم بهمزدن باندازهاى كه خورشيد ١٢ برج و ١٢ بيابان، و ١٢ دريا و ١٢ جهان را سير كند ميداند، يمانى گفت: گمان ندارم هيچ دانشورى اين را بداند و بكنه آن برسد، گويد: سپس يمانى برخاست.
توضيح: «در لقب خيرى نيست» يعنى در لقبهاى بد، و نامبردن آن حضرت براى اظهار كرامت بوده، يا اينكه غدقن از آن در آغاز است و پس از شهرت عيب ندارد بقصد معرفى و جز آن، هيجان جانداران نامبرده از نظر طلب جفت است، فال پرنده از جيغ و پرش آنها است نسبت بآينده خوب يا بد، جزرى در (ج ٢- ص ١٣٢) نهايه گفته: زجر پرنده خوشبينى يابد بينى بپرش آنست مانند (سانح) آهوئى كه از سمت چپ آيد و آن را بفال نيك گيرند و (بارح) آنكه از سمت راست آيد و آن را بفال بد گيرند، و اين نوعى از غيب گوئى است (پايان) و پى زدن ديد جاى پا است چنانچه ميان عرب معمول بوده براى دانستن راه كسى كه رفته و بكجا رفته چنانچه در شب غار بدنبال پيغمبر رفتند يا استدلال بعلامات و آثار و اوضاع فلكى است براى فهم حوادث آينده «در يك ساعت باندازه يكماه» يعنى در يك ساعت باندازه يكماه مسافت را پيش بينى ميكند.
«تا آنجا است كه پى زنى نميكند» يعنى در دانستن آينده به پى زنى و فال بينى نياز ندارد، و در يك چشم بهمزدن بعلم خدا داد، هر آنچه را خورشيد بر آن ميتابد ميداند، و آن ١٢ برج آسمانست كه در يك روز ميچرخد يا خود بروج است كه در يك سال ميچرخد و ١٢ نوع بيابان و دريا و ١٢ عالم از اصناف خلق چنانچه گذشت و از آن جمله است جابلقا و جابرسا، و بسا مقصود اينست كه همه اين عوالم را بطىّ الارض ميگردد و مينوردد چنانچه بيايد.
٢- در احتجاج (١٢٥) از سعيد بن جبير كه يك دهقان پارسى امير المؤمنين ٧ را پيشواز كرد و پس از تهنيت گفت: يا امير المؤمنين اخترانى كه بر