آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٩ - روايات
منزل بماند، يك شب در آغاز آن و يك شب در پايانش و گاهى ميان دو منزل ديده شود.
و آنچه گفتهاند هميشه ١٤ منزل بالاى زمين است و عيان و ١٤ زير زمين و نهان و چون منزلى غروب كند رقيب آن كه پانزدهم طالع است طلوع كند فسادش ظاهر است زيرا منازل همه در خود منطقه نيستند و فاصلهشان برابر نيست و از اين رو بسا كه ١٦ يا ١٧ از آنها عيان باشند مگر اينكه مقصود از منازل خود بخشها باشند نه نشانههاى آنها كه هر دو حكم درست باشد، و از اينجا فساد گفته مشهور هم روشن شود كه هميشه شش برج عيانست و شش نهان زيرا اين هم در خود بخشهاى بروج درست است نه در صورت اخترى بروج زيرا صور اخترى آنها بطور برابر منطقه را بخش نكنند كه اول و آخر هر صورتى با اول و آخر هر برجى برابر باشند و بسا مقصودشان اينست كه هميشه نيمى از خود بروج عيانست نه نيمى از صور اخترى آنها و اشكال بر طرف مىشود.
عرب خروج هر منزلى را از پرتو سپيده دم طلوع آن خوانند و غروب رقيب آن را هنگام صبح سقوط آن خوانند، و منازلى كه طلوعشان در موسم بارانست (انواء) نامند، و رقباء آنها را كه در غير موسم باران طلوع ميكنند (بوارح) نامند و ١٤ منزل شمال منطقة البروج را كه آغازشان شرطين و پايانشان سماك است شاميه گويند و باقيمانده كه نخست غفر است و پايان بطن الحوت يمانيه (پايان).
شيخ بهائى- ره- گفته: ظاهر تردد در منازل تقدير اينست كه اين ماه ميرود و ماه ديگر بدان بر ميگردد، و ممكن است بمعنى ترديد و دو دلى باشد چون حركت دور او گاهى بسوى مشرق است و گاهى بمغرب چون مرويست كه مردد است و باين سو و آن سو ميرود و برأى كسى كه دو حركت مختلف را در يك جسم روا نميدارد و ميگويد مورچهاى كه روى سنگ گردان آسيا بر خلاف آن ميرود در حال حركت آن ايست دارد تشبيه ماه به مردد روشنتر است.
«متصرف در فلك تدبير» يعنى دگرگونيش بتدبير حكيم خبير است، فلك