آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٢ - روايات
همه ميشد، و گياه هم در اين روز دراز در برابر حرارت و تابش خورشيد خشك ميشد و ميسوخت، و اگر شب اين اندازه دراز ميشد، انواع جانداران از حركت و جستن روزى وامىافتادند و از گرسنگى ميمردند، گياهها ميگنديدند و تباه ميشدند، چون گياهى كه در جاى بىآفتابست.
ببين اين گرمى و سردى چگونه جاى هم را در جهان بگيرند، و كم و بيش و برابر گردند، تا چهار فصل سال را بسازند، و ببين كه مصلحتها دارند، و هر دو وسيله پاك كردن تن آدميند كه ماندن و بهى آنها با آنها است، اگر گرمى و سردى بدنها را در بر نگيرند تباه شوند و از هم بريزند، بينديش كه چگونه هر يك خرده خرده در ديگرى درآيد، و ديگرى فزايد تا آنجا كه بايد، و اگر يكباره جا عوض كنند به تنها زيان رسانند و بيمارشان سازند، چونان كه اگر يكى از شماها از حمام گرمى بجاى سردى درآيد زيان بيند و بيمار گردد، اين تدريج در گرمى و سردى براى سلامت از زيان يكبارگى است و تدبير بهداشت اين تدريج را اداره كند.
اگر كسى پندارد اين تدريج بر اثر طبع بالا و پائين شدن خورشيد است در حركت خود، پرسيده شود كه چرا؟ اگر عذر آورد كه براى دورى باختر و خاور است باز پرسيده شود كه چرا؟ و اين پرسشها دنبال هم آيد تا ناچار گويد قصد و تدبيرى آن را پديد آورده اگر گرما نبود ميوههاى سخت و تلخ پخته نميشدند تا نرم و خوشمزه شوند، و از تر و خشكش استفاده شود، و اگر سرما نبود زراعت بتّه پر جوانه نميزد تا ريع بسيار كند و بخوراك مردم و بذر زمين كفايت كند، نبينى در گرما و سرما چه بىنيازى و سوديست، و با اين حال تن آزارند و انديشه بار، و دليلند بر حكمت و بهسازى خداوند براى جهان و آنچه در آنست.
توضيح: «ميان دو مشرق» يعنى مشرق و مغرب و كنايه از بزرگى دائرهايست كه خورشيد طى ميكند در آن بروج را يا مقصود مشرق تابستان و مشرق زمستانست و نخست اظهر است ...