آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٠ - روايات
حركت مستقيمه نيست.
٢- چون اوقات خوشى زود گذر است و اوقات سختى دراز مينمايد روز جمعه براى مشركان كوتاه نمايد چون در نيم روز عذاب ندارند و ديگر روزها دراز نمايد چون در نيم روز عذاب كشند، پس مقصود از گفتار سائل در خبر دوم، «چگونه ايست كند» يعنى ايستش چيست؟ و پاسخ داد كه مقصود ايست و تنگى است بطور مجاز و تقريب، و بسا كه تنگى وقت روز جمعه و كوتاهيش باين معنا است كه كارهاى عبادت مؤمنان در روز جمعه بسيار است و روز وسعت آنها را ندارد و گويا خورشيد در آن ايست نكند، و نهان نيست كه همه اين تفسيرها دور از تعبيرات اخبارند و بهتر ترك گفتگو در باره آنها است، و پذيرش معناى درست آن كه مقصود ائمه است ٧ گرچه بفهم ما نرسد، زيرا اينها از اخبار مبهم و آثار مشكلهاند و تفسيرشان را جز خدا و راسخون در علم ندانند.
٣٠- در فقيه (٦٠) بسند صحيح از حريز بن عبد اللَّه كه من نزد امام ششم ٧ بودم كه مردى از او پرسيد قربانت خورشيد پيش از زوال پرشى زند و سپس ايست كند؟ فرمود: در انديشه شود كه زوال نمايد يا زوال ننمايد.
بيان: مقصود از پرش تندى حركت است و از ركود كندى آن، و انديشه يا از فرشتههاى گماشته بر آنست يا مثلى است براى حال خورشيد در تندى برآمدن و ركود در بالا و سپس تندى در فرود شدن و مانند شده بكسى كه نزد پادشاه نيرومندى آيد و از او پرسد دنبال كار ديگر برود يا نه، و منظور اينست كه همه آفريدهها زير فرمان خدايند و هر آنچه از آنها پديد گردد بتدبير و تقدير حضرت او است.
٣١- در فقيه (٥١) از امام صادق ٧ كه خدا تبارك و تعالى بموسى بن عمران وحى كرد استخوانهاى يوسف را از زمين مصر برآرد و برآمدن ماه را وعده اين كار كرد و پس افتاد و او پرسيد از كسى كه جاى استخوان يوسف را بداند، گفتند پيره زنيست كه ميداند، او را خواست و پيرهزنى زمين گير و نابينا بود، فرمودش