آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٩ - روايات
در آن سودى ندارد، و گفتهاند يك اجزاء آسمانى است كه در تدويرش بهمراه او است و پيوسته نگهدار وضع او است، و اين بهترين وجه است نزد آنها، و همه اينها گفتهايست بىدليل، و ما ندانيم جز اينكه خدايش چنين آفريده، و بحث از سببش بىفايده است و بزودى وجوه ديگر براى آن نقل كنيم ان شاء اللَّه[١] ٨- در علل (ج ٢ ص ١٥٥) در خبر يزيد بن سلام كه از پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله پرسيد چرا خورشيد و ماه در تابش و روشنى برابر نيند؟ فرمود: چون خدا عزّ و جلّ آنها را آفريد فرمانبردند و هيچ نافرمانى نكردند، و خدا جبرئيل را فرمود تا تابش ماه را زدود، و آن در ماه خطهاى سياهى اثر نهاد، و اگر ماه بحال خود مانده بود چون خورشيد و زدوده نشده بود، شب و روز از هم شناخته نميشدند و روزهدار وقت افطار را نميدانست و مردم شمارش سالها را نميدانستند، و اينست قول خدا عزّ و جلّ «و ساختيم شب و روز را دو نشانه و زدوديم نشانه شب را و ساختيم نشانه روز را بينا تا بجوئيد از فضل پروردگارتان و تا بدانيد شماره سالها و حساب را» گفت راست گفتى اى محمّد، بمن بگو چرا شب را ليل گويند؟ فرمود: چون مردان و زنان در آن با هم انس كنند، خدا عزّ و جلّ آن را وسيله الفت و پوشش نموده، و اينست قول خدا عزّ و جلّ «ساختيم شب را جامه و ساختيم روز را معاش» گفت: راست گفتى اى محمّد (الخبر).
٩- در علل (ج ٢ ص ٢٨٠) و در عيون (ج ١ ص ٢٤١): در خبر شامى است كه از امير المؤمنين ٧ طول و عرض خورشيد و ماه را پرسيد، فرمود: نهصد
[١] امروزه ماه بخوبى شناخته شده و بعلاوه از تلسكوپهاى نيرومند كه آن را كاملا نشان دادهاند بشر بسطح آن رفته و از نزديك آن را ديده تودهايست از كوه و دشت مانند زمين و دشتهاى پهناور خاكسترى دارد و اين سياهى چهره ماه نمودى از آن دشتهاى خاكسترى آنست و هر چه دانشمندان پيشين انديشيده و گفتهاند همه بر باد رفته( شرح مترجم).