آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٨ - روايات
كه در هر بابى هزار بابى بود گفت: همه را حفظ كردى؟ فرمود: آرى، و فهميدم آن مرد گفت: اين سياهى كه در چهره ماه است چيست؟ فرمود: سياهى چهره ماه را كه خدا گفته «و نموديم شب و روز را دو نشانه و نشانه شب را زدوديم و نشانه روز را بينا ساختيم» آن مرد گفت: فهميدى اى على.
بيان: ظاهر اينست كه سؤال از علت سياهى در چهره ماه بوده و پاسخ داده علتش اينست كه نورش كمتر شود و امتيازى باشد ميان خورشيد و ماه و ميان شب و روز چنانچه خبر ابن سلام بر آن دلالت دارد و محو در آيه كم شدن نور ماه است بوسيله سياهى در چهره او، و بدان كه در باره آن اختلاف كردند، برخى گفتند مجرد خيالى است و حقيقت ندارد و بر آن ايراد شده كه محال است همه مردم در يك خيال بىحقيقت متفق شوند، و گفتهاند عكس امور زمينى است كه در آن افتاده از كوهها و درياها و جز آنها.
و ايراد شده كه اگر چنين بود بايد مختلف ديده شود با نزديكى و دورى ماه و انحراف آن از اين اشياء، و گفتهاند: آن سياهى نموداريست از سياهى روى ديگر آن كه روشن نيست و بر آن ايراد شده كه در اين صورت بايد يك جا ديده شود نه خال خال، و گفته شده اثر اينست كه كره آتش ماه را ميسايد، و ايراد شده كه كره ماه تماسى با كره نار ندارد چون فرو رفته در كلفتى تدوير خود كه آن هم فرو در كلفتى حامل است و ميان او و آتش بسيار دور است و اگر در حضيض حامل هم باشد تنها در يك نقطه با كره نار تماس دارد، و بعلاوه گرمى در آن اثر ندارد بعقيده فلاسفه، و گفتهاند آن جزئيست از ماه كه پذيراى نور نيست چون اجزاء ديگرش و ايراد شده كه فلكيات در نظر آنان بسيط و بىتفاوتند، و بنا بر اين همه قواعدشان باطل مىشود، و گفتهاند آن چهره خود ماه است كه نمودار چهره انسانى است:
دو چشم دارد و دو ابرو و بينى و دهان، و ايراد شده كه نهادن اين اجزاء