آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٥ - روايات
كرده، گفت: نزد امام پنجم ٧ نشسته بودم كه فرمود: دو نشانى پيش از ظهور قائم باشند كه از هبوط آدم بزمين نبودهاند، خورشيد در نيمه ماه رمضان بگيرد و ماه در آخرش، مردى گفت: يا ابن رسول اللَّه، خورشيد در آخر ماه بگيرد و قمر در نيمه آن، امام فرمود: من بهتر ميدانم كه چگونه ميگويم، ولى اين دو نشانهاى باشند كه از زمان هبوط آدم نبودهاند، اخبار در اين باره بسيار است كه در مجلدات ديگر ذكر كردم و خصوص در مجلد ١٣.
٤- تأويلى كه يك فلسفه مآب كرده و گفته مقصود بدريا در باره كسوف خورشيد سايه ماه است كه آن را ميپوشاند و در گرفتن ماه سايه زمين است كه ماه را ميپوشاند و تعبير بدريا استعاره و تشبيه است.
در برخى كتب مناظره لطيفى ديدم ميان يك فيلسوف مسلمان نما كه اين تأويل را براى خبر ذكر ميكرد با يك مردى از برهمنان هند كه چون اين تأويل را از او شنيد باو گفت: مقصود صاحب شريعت تو يا اينست كه تو ميگوئى يا اين نيست، و اگر نباشد واى بر تو كه چنين دروغى بر او ميبندى، و اگر هم مقصود او باشد و چنين تعبير كرده مصلحتى ديده كه تصريح بمقصود نكند و اين راز را نگهدارد براى آنكه فهم عامه مردم از آن كوتاه است و باز هم واى بر تو كه رازش را فاش كردى.
من گويم: اين سخن درستى است گرچه از كافرى نقل شده، زيرا عقل مردم از فهم حقائق كوتاه است و از چگونگى نزول عقوبتها و چون منجم خبر دهد كه فلان ساعت طبق حركت افلاك خورشيد يا ماه بگيرند مردم نترسند، و بخدا پناه نبرند، و از گناه دست نكشند، و آن را اثر خشم خدا ندانند، زيرا آنها را نميدانند كه خداوندى كه جهان را باين ترتيب آفريده، و موقع بر حذر داشتن و بيم دادن را مىدانسته حركات افلاك را بر وجهى منظم ساخته كه گرفتن ماه و خورشيد و بروز آيات ديگر انذار و عقوبات را اعلام كنند چنانچه سزد، و اين موضوع دقيقى است كه از فهم بيشتر مردم برونست.