آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٥ - تفسير
«راستى كه در اختلاف شب و روز» يعنى بدنبال هم بودن آنها يا كم و فزونى آنها را در چهار فصل «و آنچه خدا در آسمانها و زمين آفريده» از اختران و فرشتگان و مواليد و انواع روزى و نعمت «البته نشانهها است» بر وجود صانع تعالى و علم و قدرتش و حكمتش و لطف و رحمتش ... «و مسخر كرد خورشيد و ماه را».
رازى در (ج ٥ ص ٢٦١) تفسيرش گفته: در اين سخن دو نوع دليل است:
١- دليل بر وجود صانع قادر از حركات اين اجرام، زيرا جسمها يكسانند و اختصاص آنها بحركت پيوسته مؤثرى ميخواهد و بعلاوه هر كدام كيفيتى از تندى و كندى دارند و آن هم مؤثرى ميخواهد، و باز اندازه مخصوص اين حركات كه دورهها و بازگشت هر كدام برابر باشد شگفت آور است و مقدّرى لازم است، و حركاتى كه برخى بسوى مشرق و برخى بسوى مغرب و برخى بسوى شمال و يا جنوب توجه دارند جز بتدبير كامل و حكمت بالغه صورت پذير نيستند.
٢- «جريان هر كدام تا مدتى نامبرده» و در آن قول است يكم، ابن عباس گفته: خورشيد ١٨٠ منزل دارد و در شش ماه هر روز در منزلى است و باز ميگردد در همان جا تا شش ماه ديگر، و ماه ٢٨ منزل دارد و مقصود از مدت نامبرده اينست دوم اينكه تا روز رستاخيز- ميچرخند و آنگه ميمانند.
و در (ج ٥ ص ٣٥٥) گفته: در معنى «دائبين» پيوسته در گردش و نور بخشى و رفع تاريكى و اصلاح گياهان و جانورانند، خورشيد پادشاه روز است، و ماه پادشاه شب، و اگر خورشيد نبود چهار فصل نبودند و مصالح جهان بكلى نابود ميشدند، و در تفسير قول خدا «شب و روز را دو نشانه ساختيم» در (ج ٥ ص ٥٥٥) گفته: در آن دو قول است:
١- مقصود خود شب و روزند و هر دو دليلاند براى مصالح دين و دنياى مردم اما از نظر دينى چون ضد و معاند ضد و پيوسته در پى همند و اين خود دليل روشنى است كه بخود وجود ندارند و نياز بصانع مقدر دارند كه اندازه آنها را نگهدارد و اما در دنيا چون مصالح دنيا بىشب و روز انجام نگيرد اگر شب نباشد آسايش