احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢ - بخش دوم استدلالى ديگر از امير المؤمنين
ضعيفترين موجودات خود را مامور كرد تا عهدنامه آنها را در باره قطع رابطه با او نوشته بودند بخورد اگر يوسف را در چاه انداختند پيامبر اسلام از ترس جان خويش در غار رفت بطورى كار دشوار بود كه به همراه خود فرمود لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا غمگين مباش خدا با ما است خداوند بر اين وضع او را در كتاب خويش مىستايد.
يهودى گفت خداوند با حضرت موسى به مناجات پرداخت در طور سيناء على ٧ فرمود همين طور است ولى خداوند به حضرت محمد ٦ در كنار سدرة المنتهى وحى نمود مقام او در آسمان محمود است و در انتهاى عرش مذكور شده.
يهودى گفت خداوند محبت خويش را به دل موسى انداخت على ٧ فرمود همين طور است اما خداوند به محمد ٦ بهتر از آن عنايت كرد خداوند بر او محبت خويش را انداخت چه كسى شريك او است در اين مقام زيرا گواهى به وحدانيت خدا تكميل نمىشود مگر با گواهى به رسالت او و بايد گفت
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد أنّ محمدا رسول الله
بر روى منابر فرياد مىزنند صدا به ذكر خدا بلند نمىشود مگر اينكه نام محمد ٦ با او برده مىشود.
يهودى گفت خداوند به مادر موسى وحى نمود به واسطه عظمت مقام حضرت موسى در نزدش على ٧ فرمود صحيح است اما خداوند چنان مادر حضرت محمد ٦ را گرامى داشت كه نام فرزندش را به او اعلام كرد كه گفت من و جهانيان گواهى مىدهيم كه محمد منتظر است و ملائكه گواهى دادند بر انبياء نامش را در كتابهاى خود ثبت نمودند (تورات) به لطف و توجه خدا اين نام به مادرش رسيد چون پيامبر در نزد خدا مقام و منزلتى داشت بطورى كه در خواب ديد يك نفر گفت فرزندى در رحم دارى سرور و سيّدى است نام او را محمد بگذار خداوند نامى از نامهاى خود را براى او جدا نموده او محمود و پيامبرش محمد ٦ است.
يهودى گفت موسى را خداوند پيش فرعون فرستاد و به او آيت كبرى را نشان داد. امير المؤمنين ٧ فرمود همين طور است محمد ٦ را به