احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٣ - بخش دوم استدلالى ديگر از امير المؤمنين
سوى چندين فرعون فرستاد مانند ابى جهل و عتبة بن ربيعه و شيبه و ابو البخترى و نضر بن حارث و ابى بن خلف و منبه و نبيه دو فرزند حجاج و پنج نفر از استهزاكنندگان وليد بن مغيره مخزومى و عاص بن وائل سهمى و اسود عبد يغوث زهرى و اسود بن المطلب و حارث بن الطلاطله به آنها معجزاتى در آفاق و انفس خودشان نشان داد تا واقعيت براى آنها آشكار گرديد.
يهودى گفت خداوند از فرعون براى موسى انتقام گرفت على ٧ فرمود همين طور است اما خداوند براى حضرت محمد ٦ نيز از فراعنه انتقام گرفت در باره استهزاكنندگان فرمود إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ هر يك را بطور جداگانه به قتل رسانيد در يك روز اما وليد بن مغيره رد مىشد دستش به نيزهاى برخورد كه مردى از بنى خزاعه پيكان آن با پر آراسته بود و در ميان راه قرار داشت به چوب آن برخورد و دستش خون آلود شد با همين جراحت از دنيا رفت در حالى كه فرياد مىزد پروردگار محمد ٦ مرا كشت.
اما عاص بن وائل از پى كارى مىرفت به محلى، سنگى از زير پايش غلتيد بر زمين افتاد تكه تكه شد او نيز فرياد مىزد پروردگار محمد ٦ مرا كشت.
اما اسود بن عبد يغوث براى استقبال فرزندش زمعه مىرفت در سايه درختى به استراحت نشست جبرئيل آمد سر او را به درخت كوبيد به غلامش مىگفت جلو اين شخص را بگير گفت من كسى را نمىبينم كه نسبت به تو كارى انجام دهد جز خودت او را كشت پيوسته مىگفت خداى محمد ٦ مرا كشت.
اسود بن مطلب پيغمبر اكرم ٦ او را نفرين كرد كه چشمش كور شود و فرزندش به فراقش مبتلا گردد آن روز از منزل خارج شد تا برود به محلى جبرئيل برگ سبزى آورد و بر چهرهاش زد و كور شد همان طور بود تا فرزندش به مرگ او مبتلا شد.
و حارث بن الطلاطله از منزل خارج شد در هواى گرم و بر اثر باد سموم به صورت حبشىها تبديل شد برگشت به خانهاش و گفت من حارثم اما از اين ادّعا