احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢١ - بخش هشتم آنچه امير المؤمنين
احتجاج طبرسى صفحه ١٣٩.
حضرت صادق ٧ از امير المؤمنين ٧ نقل كرد كه فرمود از كتاب خدا بپرسيد به خدا قسم هيچ آيه از قرآن نازل نشد در شب و روز و در سفر و حضر مگر اينكه پيامبر ٦ آن را برايم خواند و تأويلش را به من آموخته. ابن كواء از جاى حركت كرده گفت يا امير المؤمنين موقعى كه قرآن نازل مىشد و شما نبودى چگونه مىشد؟ فرمود پيامبر اكرم ٦ هر آيهاى كه نازل مىشد و من حضور نداشتم به محض اينكه مىآمدم آن آيه را برايم مىخواند و مىفرمود يا على خداوند اين آيه را در نبودن تو نازل كرده و تأويل آن چنين است تأويل و تنزيل آن را به من مىآموخت.
احتجاج طبرسى صفحه ١٣٩.
در اخبار رسيده كه امير المؤمنين ٧ مشغول خطبه بود فرمود
سلونى قبل ان تفقدونى
به خدا قسم از من نخواهيد پرسيد از گروهى كه صد نفر را گمراه نمودهاند و صد نفر را هدايت كردهاند مگر اينكه تبليغكننده آنها و رهبرشان را برايتان معرفى مىكنم تا روز قيامت. مردى از جاى حركت كرد (سعد بن ابى وقاص) و گفت بگو ببينم تعداد مويهاى سر و ريش من چقدر است؟ امير المؤمنين ٧ فرمود برادرم پيامبر اكرم ٦ مرا از سؤال تو مطلع نموده و بر هر دانه موى سرت يك فرشته تو را لعنت مىكند و بر هر يك از مويهاى ريشت شيطانى است كه تو را مىكشاند و در خانهات گوسالهاى است (عمر بن سعد) كه فرزند پيامبر ٦ را مىكشد نشانه تعداد موىهاى سر و ريشت همين مطلبى است كه برايت گفتم.
اگر نه اينست اثبات تعداد مويهايت مشكل است مىگفتم تعداد آنها چقدر است ولى دليل اين مطلب همان خبرى است كه اطلاع دادم از لعنتى كه تو را مىكنند و گوساله ملعونت. پسرش در آن موقع پسر بچه كوچكى بود چهار دست و پا حركت