احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩٧ - مناظره شيخ مفيد رحمة اله عليه
دو ستاره از سيارات وقتى با هم جمع مىشوند از بين آنها سعد بوجود مىآيد. گفتم نظر تو در باره دو سعد چيست كه وقتى جمع مىشوند نحسى از آنها پديد مىآيد؟
اين حكمى است كه خداوند آن را باطل كرده تا بيننده بفهمند احكام تحت تأثير ستارهها نيست زيرا شخص متوجه است كه وقتى عسل و شكر با هم مخلوط شود از آنها حنظل كه تلخ است پديد نمىآيد و نه علقم. وقتى علقم و حنظل كه هر دو تلخند اگر جمع شوند و آميخته گردد از آنها شيرينى و شكر پديد نمىآيد. اين دليل بر بطلان گفتار آنها است.
اينكه گفتم هر ملحدى ملهد است. منظورم اين بود كه هر مشركى ظالم است زيرا در لغت (الحد الرجل عن الدين اذا اعدل عن الدين) الحاد به معنى انحراف از دين است و (الحد) به معنى ستم و ظلم است. ابو العلاء اين مطلب را فهميد و به من گوشزد كرد كه من فهميدم منظورت چيست. براى همين آيه يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ را خواند.
گويند وقتى معرى از عراق خارج شد از او راجع به سيد مرتضى رحمة الله عليه پرسيدند. اين شعر را خواند:
|
يا سائلى عنه لما جئت اساله |
الا هو الرجل العارى من العار |
|
|
لو جئته لرأيت الناس في رجل |
و الدهر في ساعة و الارض في دار[١] |
|
مناظره شيخ مفيد رحمة اله عليه
سيد مرتضى در كتاب فصول مىنويسد: شيخ ابى عبد الله مفيد با قاضى ابو بكر
[١] اى كسى كه از مقام سيد مىپرسى من وقتى با او ملاقات كردم ديدم شخصى است كه نمىتوان بر او خورده گرفت و خالى از عيب است. اگر او را ببينى خواهى يافت كه خصال تمام مردم در او تنها جمع شده و همه روزگار در يك ساعت و تمام زمين در يك خانه پديد آمده.