احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٢ - بخش دوازدهم مناظرات حضرت باقر
الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ خدا مىداند رسالت خويش در كجا قرار دهد.
در حديث نافع بن ارزق هست كه او از حضرت باقر چند سؤال كرد از آن جمله پرسيد از اين آيه وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ از چه كس حضرت رسول ٦ سؤال مىكند با اينكه بين او و عيسى پانصد سال فاصله است. امام باقر ٧ آيه سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا خواند و بعد جريان اجتماع پيامبر را با انبياء و مرسلين ذكر كرد كه با آنها نماز مىخواند بعضى از رؤساى كيسانى مذهب (كه مدعى بودند محمد بن حنيفه پس از امام حسين ٧ امام است و زنده است) با حضرت باقر بحث كردند فرمود اين حماقت چيست؟ شما بهتر به حال او واقف هستيد يا ما، پدرم على بن الحسين ٧ نقل كرد برايم كه او شاهد مرگ محمد بن حنفيه بوده و غسلش داده و كفن بر او پوشيد و نماز خواند و در قبر داخلش كرده.
جواب داد به نظرش آمده، همان طورى كه به نظر يهودان كه مىخواستند عيسى را بكشند آمد. حضرت باقر فرمود بهمين مطلب حاضرى كه حاكم بين من و تو باشد؟ گفت آرى. فرمود بگو ببينم يهودانى كه تصميم كشتن عيسى را داشتند دوست او بودند يا دشمنش؟ گفت دشمن او. فرمود پس پدرم دشمن محمد بن حنفيه بود تا بنظرش بيايد؟ گفت نه نتوانست جوابى بدهد. از اعتقادى كه داشت برگشت.
مردى از شام خدمت امام باقر ٧ آمد و از ابتداى آفرينش سؤال كرد فرمود خداوند تبارك و تعالى به ملائكه گفت إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ملائكه سخن خدا را چنين پاسخ دادند أَ تَجْعَلُ فِيها تا آنجا كه مىفرمايد وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ ملائكه فهميدند كه در خطا افتادهاند و اشتباه نمودهاند بعرش خدا پناه آوردند و دور عرش هفت مرتبه طواف كردند تا خشنودى خدا را تحصيل نمايند.
خداوند از آنها خشنود شد و فرمود به زمين فرود آئيد و خانهاى برايم بسازيد كه هر كس از بندگانم گناهى كرد به آن خانه پناه برد و اطرافش طواف نمايد چنانچه شما اطراف عرش طواف كرديد، از آنها راضى شوم همان طورى كه از شما راضى شدم.
اين خانه را ساختند.