احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٤ - بخش شانزدهم احتجاجهاى موسى بن جعفر
دكان خود در كرخ نشسته بودم. چند نفر هم پيش من قرآن مىخواندند ناگاه گروهى از نصرانيان را ديدم كه دانشمندان متعددى، از قسيس گرفته تا ديگران ميان آنها بود.
در حدود صد نفر لباسهاى سياه داشتند با كلاههاى مخصوص نصرانيت. بريهه جاثليق اكبر نيز به همراه آنها بود. اطراف دكان مرا احاطه نمودند و يك صندلى مخصوص براى بريهه گذاشتند. روى آن نشست. بقيه اسقفها و رهبانان بر عصاى خود تكيه نموده، ايستادند با همان كلاههاى مخصوص.
بريهه گفت كسى نمانده از مسلمانان كه من با او مناظره نكرده باشم از دانشمندان مطّلع؟ ولى هيچ كدام چيزى نداشتهاند آمدهام با تو مناظره كنم در باره اسلام. هشام گفت اگر مىخواهى من معجزهاى بكنم مانند عيسى مسيح يا شبيه او كه هرگز از من بر نمىآيد او روحى پاك و نيالوده داشت. بسيار ارجمند بود و داراى معجزاتى بزرگ و دلائلى آشكار. بريهه گفت از سخن و بيان توصيف تو خوشم آمد.
اما اگر منظورت بحث و استدلال است اشكالى ندارد، اينك من حاضرم. بريهه در پاسخ گفت آرى بگو ببينم پيامبر شما چه نسبتى با عيسى مسيح دارد از نظر خويشاوندى جسمى؟ هشام گفت او پسر عموى جد مادرى عيسى است، زيرا عيسى از فرزندان اسحاق است و حضرت محمد ٦ از فرزندان اسماعيل.
بريهه گفت چرا او را نسبت به پدرش مىدهى؟ هشام در پاسخ گفت كه اگر مايلى آن نسبتى كه به نظر شما دارد آن را بگويم. مايلى نسبتى كه به عقيده ما دارد آن را توضيح دهم؟ بريهه گفت نسبتى كه به نظر ما دارد بگو. بريهه خيال مىكرد اگر آن نسبت را توضيح دهد هشام را مغلوب مىكند. به همين جهت چنين درخواستى را كرد. هشام گفت بسيار خوب.
مىگويند عيسى قديم است از قديم. در چنين صورتى كداميك پدر است و كداميك پسر؟
بريهه: آن يكى كه به زمين آمد پسر است و پسر پيامبر از طرف پدر است.
هشام: پدر موقعيت بيشترى از پسر دارد چون آفرينش از پدر است.
بريهه: آفرينش آفريده پدر و آفريده فرزندند.