احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٥ - بخش پنجم سؤالهاى شامى از امير المؤمنين
|
فلولا رحمة الجبار اضحي |
بكفك من جنان الخلد ريح[١] |
|
پرسيد آدم چند مرتبه حج بجا آورد؟ فرمود هفتاد حج پياده رفت. اولين حجى كه بجا آورد با او بوم بود و جاى آب را به او نشان مىداد. از بهشت آمده بود از خوردن گوشت بوم و چلچله. پرسيد چرا چلچله روى زمين راه نمىرود؟ گفت چون او در بيت المقدس چهل سال طواف مىكرد و بر آدم مىگريست و با او پيوسته به گريه اشتغال داشت بهمين جهت ساكن خانهها شد با او نه آيه از قرآن است. از آن آياتى كه آدم در بهشت قرائت مىكرد سه آيه از اول سوره كهف و سه آيه از آيات سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى و آنها اين است إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ و سه آيه از يس وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا.
پرسيد اولين كسى كه كافر شد و كفر را بوجود آورد چه كسى بود؟ فرمود ابليس ملعون. از اسم نوح پرسيد فرمود اسم او سكن بود او را نوح ناميدند چون نهصد و پنجاه سال بر قوم خود نوحه نمود.
از كشتى نوح پرسيد كه عرض و طول آن چقدر بود؟ فرمود طولش هشتصد ذراع و عرض آن پانصد ذراع و ارتفاع آن به آسمان هشتاد ذراع (هر ذراع از سر انگشتان تا آرنج است). آن مرد به زمين نشست شخص ديگرى بلند شد و گفت يا امير المؤمنين ٧ بگو اولين درخت چه بود كه در زمين كاشته شد؟ فرمود عوسجه[٢] كه عصاى موسى از همان بود پرسيد چه درختى اول روى زمين روئيد؟
جواب داد كدو. پرسيد از اهل آسمان چه كسى اول به حج رفت؟ گفت جبرئيل.
[١] ترجمه شعر آدم: شهرها تغيير پيدا كرده و مردم آن روى زمين غبار آلود و زشت است.
هر رنگ و طعمى برگشته چهره نمكين و خندان كم است.
شيطان گفت: از اين سرزمين و مردم آن كناره بگير. بهشت فردوس كه جايى وسيع بود برايت تنگنائى شد. با همسرت آسوده بودى در آنجا و دلت از ناراحتى دنيا آسوده بود. اما از چنگ مكر و حيله من نتوانستى برهى تا آن بهارى پر ارزش را از دست دادى. اگر لطف خدا نبود از بهشت برين بادى برايت مىماند.
[٢] يك نوع درخت خاردار است.