احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٩ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
فرمود: اما مگس و پشه و كيك و برخى از آنها را روزى براى پرندگان قرار داده و با آنها خوار مىكند متكبران و ستمگرانى را كه بر خداى خود تكبر مىورزند و انكار خدائيش مىكنند. ضعيفترين موجود را بر او مسلط مىكند تا قدرت و عظمت خويش را به او نشان دهد. داخل در بينى او شد و به مغزش رسيد بالاخره او را كشت[١]. در ضمن بايد بدانى كه، اگر بخواهيم علل و موجبات خلقت تمام موجودات را بدانيم كه چرا آفريده با او در علم مساوى خواهيم شد و آنچه او مىداند ما نيز خواهيم دانست و از او بىنياز مىشويم ما و او در علم برابر مىشويم.
گفت آيا مىتوان بر خلقت و تدبير آفرينش او ايراد گرفت؟ فرمود: نه. گفت پس خداوند مردها را بطورى آفريد كه آلت مردى آنها نبريده است اين كار او حكمت بوده يا كار بيهوده است؟[٢] فرمود: حكمت است. گفت پس چرا شما آفرينش او را تغيير دادهايد و پوست آلت را مىبريد و مىگوئيد اين كار بهتر است و بر كسى كه ختنه نشده عيبجوئى مىكنيد يا اينكه خداوند آن طور آفريده او را و كار خود را كه ختنه است بهتر مىداند يا شما مىگوئيد اين كار را خدا اشتباه كرده و مصلحت نبوده.
فرمود: اين كار از جانب خدا از روى حكمت و مصلحت است، اما خودش دستور داده و واجب كرده بر بندگان كه ختنه نمايند چنانچه بچه از شكم مادر خارج مىشود ناف او متصل به ناف مادر است اين طور او را آفريده اما دستور داده ناف او را قطع كنند، اگر قطع نكنند براى بچه و مادر هر دو زيانبخش است. همين طور است
[١] اشاره به داستان نمرود است كه سعدى نيز در ديباچه خود مىگويد جبارى كه نيش پشه را تيغ قهر دشمنان و تار عنكبوت را سد عصمت دوستان گردانيد.
[٢] اين اشكال نيز شبيه ايراد سابق است بالاخره در قرنها پيش در اين مورد مردم اشكالهائى داشته و دانشمندان بعضى جواب دادهاند و گروهى مثل ثنويان قائل به دو آفريننده خير و شر شدهاند نور و ظلمت، جواب كافى و غير قابل انكار در اين مورد همان جواب حضرت صادق( ع) است.