احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٨ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
سپس فرمود: هر ستارهاى از ستارگان زير پوشش تدبيرى است آنها نيز مانند بندگانند كه مأمور به كار معينى هستند و از كار ديگرى ممنوع مىباشند اگر قديم و ازلى باشند نبايد از حالى به حال ديگر تغيير نمايند.
گفت آنها كه مدعى هستند اين نظام از طبايع چهارگانه (سردى، گرمى، رطوبت و خشكى) به وجود آمده.
فرمود: كسى كه مالك بقاء نيست و نمىتواند حوادث را از خود دفع نمايد و شب و روز او را دستخوش تغيير قرار داده نمىتواند پيرى را برطرف نمايد و اجل را دفع كند چه مىتواند انجام دهد؟
گفت بفرمائيد چه جواب داريد در مورد كسى كه مدعى است موجودات پيوسته در توالد و تناسل هستند و قرنها از پى هم مىگذرد كه بيماريها و ناراحتىها و انواع آفتها سبب هلاكت آنها مىشود. اين وضع شاهد اوضاع قبل است و قرن حاضر دليل قرن سابق. مردم را به همين وضع مشاهده كردهاند مانند گياهها و درختها. در هر مدت زمانى حكيمى پيدا مىشود كه اطلاع از مصالح مردم دارد و قدرت تأليف كتاب نيز دارد كه با زيركى و هوشيارى كتابى تأليف مىكند به عنوان دستور العمل ميان مردم مىنهد كه به كار نيك گرايند و از كار بد خوددارى نمايند تا به فتنه و آشوب روى نياورند و يك ديگر را نكشند.
فرمود: واى بر تو! كسى كه ديروز از مادر متولد شده و فردا از دنيا خواهد رفت، چه اطلاع از قبل و بعد دارد؟ ديگر اينكه انسان از اين سه حال خارج نيست، يا خود را آفريده يا ديگرى او را آفريده و يا از ازل وجود داشته. ردّ مطلب اوّل: چيزى كه نبوده نمىتواند چيزى را بيافريند در حالى كه خود وجود ندارد و چيزى نيست، مطلب دوم: همچنين آنچه نبوده بعد بوجود آمده نمىداند ابتدايش چگونه بوده است. اگر انسان ازلى باشد نبايد دستخوش حوادث قرار گيرد، زيرا ازلى در او ايام اثرى ندارد و در معرض فنا قرار نمىگيرد، با اينكه ما هيچ ساختمانى را بدون سازنده و بنّا و هيچ اثرى را بدون مؤثر و هيچ تأليف و تركيبى را بدون مؤلف و مركب نمىيابيم. كسى كه خيال كند پدرش او را آفريده گفته مىشود پدرش را كه آفريده؟