احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٠ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
پس چرا كسى كه معتقد به يگانگى اوست و خداشناس است عذاب مىنمايد؟
فرمود: منكر خدائيش را براى ابد و هميشه عذاب مىكند و اما معترف را كيفر مىكند به واسطه معصيت و مخالفتش نسبت به دستوراتى كه به او داده، بعد از عذاب خارج مىشود و خداى به هيچ كس ستم روا نمىدارد.
گفت بين كفر و ايمان فاصلهاى وجود دارد؟ فرمود: نه. پرسيد ايمان و كفر چيست؟ فرمود: ايمان تصديق چيزى است كه از او پنهان است مانند عظمت خدا كه اين تصديق از مشاهده مصنوعات و مخلوقات به وجود مىآيد و كفر انكار آن است.
گفت شرك چيست و شك چيست؟ فرمود: شرك اين است كه با خداى يكتا كه مثل و مانند ندارد ديگرى را شريك نمايد و شك عبارت است از اينكه دلش به چيزى معتقد نشود.
گفت آيا عالم جاهل مىشود؟ فرمود: عالم است نسبت به آنچه مىداند و جاهل است نسبت به چيزهائى كه نمىداند. پرسيد سعادت و شقاوت چيست؟
فرمود: سعادت دست آويزى است كه سعيد به آن چنگ زده و او را به نجات مىرساند و شقاوت خذلان و بدبختى است كه شقى به آن تمسك جسته كه موجب هلاكش مىشود همه را هم خداوند عالم است. گفت بفرمائيد وقتى چراغ خاموش مىشود نورش كجا مىرود؟ فرمود مىرود و برنمىگردد. گفت پس شما انكار نمىكنى كه انسان هم همان طور باشد وقتى مرد و روح از بدن خارج شد ديگر برنگردد و هيچ وقت مانند نور چراغ كه ديگر برنگردد؟ فرمود قياس ناصحيح كردى.
فرمود آتش در درون اجسام نهفته است اما اجسام پايدار به ذات خويشند مانند سنگ و آهن وقتى يكى را به ديگرى زدى از بين آن دو آتشى افروخته مىشود كه چراغ روشن مىگردد و داراى نور است پس آتش در درون اشياء است و نور مىرود.
روح جسم لطيفى است كه به او لباس كلفتى پوشيدهاند مانند چراغى كه گفتى نيست آن كسى كه در رحم جنين را از آب صاف آفريده و در آن چيزهاى مختلفى تركيب نموده از رگ و پى و دندان و موى و استخوان و چيزهاى ديگر بعد از مرگ زندهاش مىكند و دو مرتبه پس از فنا بازش مىگرداند.