احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٦ - بخش نهم مناظرات امام حسن و امام حسين
امير المؤمنين ٧ فرمود خدا بكشد پسر هند جگرخوار را چقدر گمراه و كور است و كسانى كه اطرافش را گرفتهاند. كنيزى را آزاد كرده بود ياد نداشت چگونه با او ازدواج نمايد. خداوند بين من و اين امت حكومت كند. پيوند مرا با پيامبر ٦ مراعات نكردند و سابقهام را در اسلام و شدائدى كه متحمل شدم براى پايدارى دين در نظر نگرفتند، حقّم را ندادند و مقام عظيم مرا كوچك انگاشتند و با يك ديگر در راه پيكار با من همداستان شدند.
فرمود برويد حسن و حسين ٨ و محمد بن حنيفه را بياوريد. آنها را حاضر كردند فرمود شامى! اين دو فرزندان پيامبرند اما اين فرزند من است. از هر كدام مايلى بپرس. اشاره كرد از همين آقا كه مويهاى پرپشت دارد بپرسم. به امام حسن ٧ اشاره نمود كه كم سن بود. امام مجتبى ٧ فرمود هر سؤالى دارى بكن. شامى گفت: فاصله بين حق و باطل چقدر است و بين آسمان و زمين و بين مشرق و مغرب؟ قوس و قزح چيست؟ محلى كه ارواح مشركين در آنجا منزل دارند چيست و محلى كه ارواح مؤمنين آنجا مسكن گزيدند كدام؟ مؤنث چيست و آن ده چيز كه هر كدام از ديگرى سختترند كدام است؟
امام مجتبى ٧ فرمود بين حق و باطل چهار انگشت فاصله است. هر چه با چشم ديدى حق است با اينكه با گوش باطل بسيارى را شنيدهاى. شامى گفت صحيح است. فرمود بين آسمان و زمين به اندازه دعاى مظلوم فاصله است و به اندازه ديد چشم، هر كس جز اين گفت او را تكذيب كن. گفت راست مىگوئيد. فرمود بين مشرق و مغرب به اندازه يك روز راه خورشيد است كه او را مشاهده مىكنى از مشرق طلوع مىكند و در مغرب غروب. شامى گفت صحيح است. پرسيد قوس و قزح چيست؟ فرمود واى بر تو نگو قوس و قزح زيرا قزح اسم شيطان است اين قوس الله است و علامت فراوانى و امان براى اهل زمين از غرق است.
اما چشمهاى كه در آنجا ارواح مشركين جا دارند برهوت است و محلى كه ارواح مؤمنين جاى دارند سلمى نام دارد. مؤنث كسى كه معلوم نيست مرد است يا زن. بايد انتظار كشيد اگر محتلم شد مرد است و اگر زن باشد حيض مىشود و