احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٠٩ - استدلال ديگرى از شيخ مفيد رحمة الله عليه
نبودهاند و قرآن به او وحى مىشد كه به آنها نمىشده. پس چه احتياجى به آنها داشته با توضيحاتى كه داديم جز اينكه كور دلى و نادانى و كمى اعتقاد موجب چنين عقيدهاى بشود.
آنچه اين مطلب را آشكار مىكند و هدف از نشستن آنها را در عريش واضح مىنمايد، آيه شريفه است إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ.
اين دو نفر يا مؤمن بودهاند يا غير مؤمن. اگر مؤمن بودهاند كه خداوند جان آنها را خريده بود با جنگى كه موجب كشته شدن شود كه حريف را بكشند يا حريف آنها را بكشد.
اگر آنها چنين بودند نبايد پيامبر اكرم ٦ حائل مىشد بين آنها و شرطى كه با خدا كرده بودند و همين كه مانع شده به ما مىفهماند كه آنها داراى اين مزايا نبودهاند كه بعضى از نادانان براى آنها معتقدند و مسأله عريش خود يك نوع وبال و گرفتارى براى آنها است نه مقام و مزيت و برعكس موجب نقص و اشكال مىشود. به منت خداى متعال.
استدلال ديگرى از شيخ مفيد رحمة الله عليه
شيخ مفيد اعلى الله مقامه مىگويد ابو الحسين خياط گفت مردى از معتقدين به امامت، پيش من آمد كه مدعى بود رئيس آنها گفته است بپرس از ابو الحسين خياط اين فرمايش پيامبر در آيه قرآن كه به ابا بكر مىگويد لا تَحْزَنْ محزون نباش. آيا ترس ابا بكر اطاعت خدا بوده يا معصيت. اگر اطاعت خدا بوده لازم مىآيد كه پيغمبر ٦ از طاعت خدا نهى نموده باشد و اگر معصيت بوده، لازم مىآيد كه ابا بكر معصيت كرده باشد. به او گفتم امروز از جواب صرف نظر كن ولى برو پيش او و از اين آيه كه خداوند به موسى مىفرمايد لا تَخَفْ* مترس سؤال كن كه خوف