احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٦٢ - استدلال ديگر فضل بن شاذان بر امامت على بن ابى طالب
اينكه پيامبر در ضلالتى نيست (كه در گفتگو و جدل سخن را مناسب با عقيده خصم مىگويند تا بهتر بتوان او را مغلوب كرد).
استدلال ديگر فضل بن شاذان بر امامت على بن ابى طالب ٧
شيخ مفيد مىفرمايد: فضل بن شاذان بر امامت امير المؤمنين ٧ به اين آيه استدلال مىنمايد وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ با اين توضيح كه طبق اين آيه خداوند نزديكترين فرد را به پيامبر اكرم ٦ از نظر قرابت ولايت مىبخشد و حكم مىكند كه او اولى از ديگران است در نتيجه لازم مىآيد كه امير المؤمنين ٧ اولى به مقام پيامبر ٦ باشد از هر كس.
فضل بن شاذان مىگويد اگر كسى بگويد: عباس از على ٧ به پيامبر ٦ نزديكتر است به او جواب داده مىشود كه خداوند تنها نسبت با پيامبر ٦ را ذكر نكرده جز اينكه اين نسبت را مشروط به وصفى نموده و فرموده است النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ شرط اولويت را نسبت به پيامبر ٦ ايمان و هجرت قرار داده، عباس از مهاجرين نبود و به اتفاق جميع دانشمندان سابقه هجرت نداشته.
شيخ رحمه الله مىفرمايد امير المؤمنين ٧ نزديكتر به پيامبر ٦ است از عباس و شايستهتر به مقام پيامبر ٦ از اوست. اگر ثابت شود كه مقام پيامبر ٦ ارثى است زيرا على ٧ پسر عموى پدر مادرى پيامبر است ولى عباس عموى پدرى ايشان است و كسى كه به دو سبب قرابت داشته باشد مقدم است بر كسى كه به يك سبب قرابت دارد.