احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٦٠ - ديگر از پاسخهاى ابن شاذان رحمة الله عليه
كه براى آنها فضيلتى در دين قائل شده است و مشابه آن است كه كسى يك فرد متقى و متدين را بر شخص كافرى كه مرتد و خارج از دين است، فضيلت بخشد و شبيه فضيلت دادن جبرئيل است بر شيطان و فضيلت دادن پيامبر ٦ بر ابا جهل، زيرا مقايسه فضيلت بين مثالهايى كه زديم موجب فضيلت مىشود براى كسانى كه ابدا فضيلتى ندارند. يك نوع فضيلتى كه مشابه و مقارن با شخصيتهائى كه در نزد خداوند داراى فضيلتند اين مطلب آشكارى است با اينكه اگر اين حديث صحيح باشد و تأويل آن به همان طورى باشد كه آنها گمان مىكنند لازم است اين حد مفترى به پيامبر اكرم ٦ زده شود. منزه است از چنين نسبتى زيرا پيامبر اكرم ٦ امير المؤمنين را بر تمام جهانيان فضيلت بخشيده و او را برادر خويش نموده و به حكم خدا در آيه مباهله او را نفس خود قرار داده و درب تمام مردم را به مسجد بست جز درب خانه على و بيشتر صحابه را از ازدواج با دخترش زهرا ٣ رد كرد و به ازدواج او درآورد و در تمام فرمانروائيها او را بر ديگران مقدم داشت و هرگز او را تحت نظر ديگرى قرار نداد.
اعلام كرد كه على ٧ خدا و پيامبر را دوست مىدارد و خدا و پيامبر ٦ نيز او را دوست مىدارند و او محبوبترين خلق در نزد خداست و او سرور هر كسى است كه پيامبر مولى و سرور اوست و نسبتش به پيامبر ٦ همچون نسبت هارون است به موسى بن عمران و اينكه او از دو سرور جوانان اهل بهشت افضل است و جنگ او جنگ پيامبر و مسالمت او مسالمت با پيامبر ٦ است و چيزهاى ديگرى كه شرح آن به طول مىانجامد.
و نيز لازم بود اين حدّ را بر خود بزند زيرا او خود اظهار كرد كه بر ساير اصحاب پيامبر ٦ برترى دارد. آنجا كه فرمود: من بنده خدا و برادر پيامبرم، كسى كه اين ادعا را نكرده و نخواهد كرد مگر اينكه مفترى و دروغگو است. قبل از آنها هفت سال نماز خواندم و به عثمان كه گفته بود ابا بكر و عمر بهتر از على است،