احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٨ - بخش شانزدهم احتجاجهاى موسى بن جعفر
خدا در ابتداى آفرينش به پا داشته در وسط آفرينش نيز به پا داشته و در آخر آن نيز به پا خواهد داشت حجتهاى خدا باطل نمىشود و ملتهاى پروردگار نابودى ندارد و نه سنن الهى از ميان مىرود.
بريهه گفت چقدر سخن صحيح و درستى است اين از مزاياى حكماء است كه دليل مىآورند و شبهه و ترديد را از ميان مىبرند هشام گفت آرى.
سه نفرى با آن زن به جانب مدينه رهسپار شدند تا خدمت حضرت صادق ٧ برسند اما در بين راه به موسى بن جعفر ٧ برخورد كردند جريان را هشام خدمت آن جناب نقل كرد.
پس از توضيح جريان موسى بن جعفر ٧ فرمود: بريهه! چقدر از كتاب خود اطلاع دارى؟ جواب داد من عالم به آن هستم. فرمود: چقدر اطمينان به تأويل و توجيه خوددارى؟ گفت به اندازه اطلاعاتى كه در مورد آن دارم. امام ٧ شروع به خواندن انجيل كرد. بريهه گفت حضرت مسيح همين طور قرائت مىكرد، به اين صورت جز مسيح كسى قرائت نكرده.
بريهه گفت پنجاه سال است كه دنبال شما يا مثل شما مىگردم ايمان آورد و شخص پايبند معتقداتش بود، زن خدمتكارش نيز ايمان آورد و با عقيده بود.
هشام با بريهه و آن زن خدمت امام صادق ٧ رسيدند، هشام تمام جريان را نقل كرد و آنچه بين امام موسى بن جعفر ٧ و بريهه اتفاق افتاده بود نيز بيان نمود. حضرت صادق ٧ فرمود ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.
بريهه گفت آقا فدايت شوم شما از كجا تورات و انجيل و كتب انبيا را به دست آوردهايد؟ فرمود اين كتابها به وراثت از آنها به ما رسيده، به همان صورتى كه خودشان خواندهاند ما مىخوانيم بدون كم و كاست. خداوند در روى زمين حجتى قرار نمىدهد كه از او چيزى بپرسند و بگويد نمىدانم.
بريهه تا آخر عمر امام صادق ٧ در خدمت ايشان بود، سپس ملازم خدمت امام موسى بن جعفر ٨ شد، تا در زمان آن جناب از دنيا رفت. امام ٧ او را به دست خود غسل و كفن كرد. فرمود اين يكى از حواريين