احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧٦ - بخش بيست و سوم احتجاجهاى امام على النقى صلوات الله عليه و ياران و بستگان آن جناب با مخالفين و معاندين
اما نماز صبح بايد قرائت آن بلند خوانده شود، زيرا پيامبر اكرم ٦ در تاريكى آخر شب مىخواند. پس قرائت نماز صبح از شب است.
اما سخن على ٧ كه فرمود: بشارت باد قاتل ابن صفيه را به آتش جهنم.
اين به واسطه فرموده پيامبر اكرم بود (كه فرموده بودند قاتل زبير اهل جهنم است) و اين جرموز از كسانى بود كه در جنگ نهروان شركت كرد. امير المؤمنين ٧ آن وقت او را نكشت، چون مىدانست اين شخص در جنگ نهروان شركت مىكند و با خوارج كشته خواهد شد.
اما سؤالى كه در مورد اهل صفين كردى كه على ٧ امر به تعقيب از فراريان كرد و بر روى مجروحين عبور كرد و اجازه كشتن آنها را داد. با اينكه در جنگ جمل اجازه تعقيب از فرارى را نداد و نه اجازه كشتن مجروح و فرمود: هر كه سلاح خود را بياندازد در امان است و هر كه داخل خانه خود شود در امان است زيرا فرمانده و پيشواى سپاه جمل كشته شده بود. ديگر پناهى نداشتند كه به آن مراجعه كنند و مردم به خانه خود برمىگشتند، بىآنكه تصميم جنگ داشته باشند و نه مخالف و متنفر بودند. همين كه از آنها دست بردارند خشنود مىشدند. حكم در مورد آنها اين بود كه شمشير از آنها برداشته شود و آزارشان نكنند زيرا براى جنگ همكار و معاندى نمىجستند.
اما در جنگ صفين جنگجويان برگشتند. به يك گروه مجهز و فرماندهى كه براى آنها سلاح و زره و نيزه و شمشير تهيه مىكرد (معاويه) و جايزه به ايشان مىداد و خوراك و زاد و توشه برايشان تهيه مىديد. از مريض آنها عيادت مىكرد و دست و پا شكسته را مىبست و مجروح را مداوا مىنمود و پيادگان را وسيله سوارى مىداد و برهنگان را مىپوشانيد. باز آنها را آماده مىكرد و به جنگ مىفرستاد. پس بين اين دو واقعه مساوات در حكم برقرار نيست. چون على ٧ عارف به حكم جنگ