احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٤ - بخش دوم استدلالى ديگر از امير المؤمنين
او آمد ديد همان طور است از شدت بلا فرمود براى سلامتى خود دعائى مىكردى؟
جواب داد آرى مىگفتم خدايا هر عقوبتى كه بنا است مرا در آخرت بنمائى در همين دنيا مرا به آن عقوبت فرما فرمود چرا نگفتى
اللهم آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ
همين دعا را خواند مثل اينكه پاهاى بستهاش باز شد صحت و سلامتى را در همان آن باز يافت و با ما از منزل خارج شد. مردى از قبيله جهينه كه مجذوم بود و از جذام ناقص شده بود شكايت از درد خويش نمود. پيامبر اكرم ٦ قدح آبى خواست آب دهان در آن انداخت بعد فرمود به پيكر خود بمال اين كار را كرد چنان سلامتى يافت كه اثرى از جذام در او نماند عربى پيش خدمت ايشان آمد آب دهان بر او ريخت از جاى حركت كرد با صحت كامل اگر گمان مىكنى عيسى بيماران را از بيمارى شفا مىبخشيد يك روز پيامبر اكرم ٦ در ميان اصحاب بود زنى وارد شد و گفت يا رسول الله پسرم در آستانه مرگ است هر چه غذا براى او مىآورم دهانش باز مانده و قدرت حركت ندارد پيامبر اكرم ٦ از جاى حركت كرد ما نيز در خدمت ايشان رفتيم وقتى به بالين جوان آمد فرمود دور شو اى دشمن خدا از دوست خدا من پيامبر خدايم شيطان از او دور شد با صحت و سلامتى از جاى حركت كرد او هم اكنون جزء سپاهيان ما است اگر گمان مىكنى كه عيسى كورها را شفا مىبخشيد محمد ٦ بزرگتر از آن را انجام داده. قتادة بن ربعى مردى خوش قيافه بود در جنگ احد نيزهاى به چشم او خورد كه حدقه چشمش بيرون آمد و در دست خود آن را گرفت و خدمت پيامبر اكرم ٦ آورده گفت يا رسول الله زنم حالا از من بدش مىآيد چشم او را از دستش گرفت و در جايش قرار داد آن چشم از ديگرى تشخيص داده نمىشد مگر به اين جهت كه زيباتر بود و بهتر از چشم ديگر مىديد.
عبد الله بن عتيك در جنگ ابن ابى الحقيق دستش قطع شد شب خدمت پيامبر اكرم ٦ رسيد دستش را بر روى آن كشيد از دست ديگر تشخيص داده نمىشد.
محمد بن مسلمه نيز در برخورد كعب بن اشرف چشم و دستش همان طور مجروح