احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤١٩ - استدلال در مورد شفاعت
نمىتواند حق و واقعيت در دو جهت مخالف باشد و دو صفت متضاد و دليل ديگر اينكه مخالفين ما در اين مسأله اجماع دارند بر اينكه اشكال در جواز اختيار وجود ندارد و صحت امامت ابا بكر. ولى مردم دو دستهاند. شيعيان مىگويند امامت ابى بكر صحيح نبود كه با اين فرض هرگز نمىتوان معتقد به امامت او شد و بعضى از ناصبيان مىگويند بيعت با ابا بكر صحيح بوده و احدى شك در درستى آن ندارد زيرا نمىتواند استحقاق امامت عدالت ظاهرى و نسب و علم و قدرت بر اداره امورات و داشتن اين امتيازات براى ابا بكر پيش آنها جاى شك و ترديدى نيست.
به اعتقاد آنها هرگز تأخير اندازنده بيعت، كار صحيحى انجام نداده زيرا تأخير به واسطه نداشتن دليل نبوده و نه به جهت شيعه. اين تأخير به واسطه عناد و دشمنى بوده و قبلا ثابت شد با توضيحى كه داديم امير المؤمنين ٧ به هيچ كدام از آن صورتها با ابا بكر بيعت نكرده. ناصبيان از چنين استخراجى غافل بودهاند. با توجه به اينكه قائل به تأخير بيعت براى مدت معينى بودهاند، اگر متوجه اين اشكال مىشدند مخالفت در اجماع مىكردند. با اينكه از آنها بعيد نيست كه بعد از فهميدن اين ايراد باز مرتكب آن شوند جز اينكه اجماع سابق براى چنين شخصى كه مرتكب خلاف شود مفيد نيست و دليل بر رد اوست و جريان احتياج به بحث و انتقاد زيادى نيست.
استدلال در مورد شفاعت
ابو القاسم كعبى گفت شنيدم ابو الحسين خياط در رد اعتقاد مرجئه راجع به شفاعت به اين آيه استدلال مىكرد أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ آيا كسى كه شايسته عذاب شده تو نجات مىدهى كسى را كه در جهنم است؟! مىگفت شفاعت نيست مگر براى كسى كه مستحق عقاب باشد (در اين آيه هم مىگويد مگر تو نجات مىبخشى).
شيخ مفيد مىفرمايد: چقدر ابو الحسين غافل شده و در چه خواب سنگينى است. مگر مرجئه كه مىگويند پيامبر اكرم شفاعت مىكند و شفاعتش پذيرفته