احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١٠ - مناظره عمران صابى
بين آنها نيست (يعنى هر چه غير خدا است مخلوق اوست) و جز آن دو سومى وجود ندارد.
ولى بعضى از مخلوقات او ساكن و متحرك و مختلف و مركب و معلوم و شبيه يك ديگرند هر چه را بتوان محدود نمود مخلوق خدا است. و توجه داشته باش كه هر چه را حواس تو درك كنند آنها مفهوم و مدرك حواسند و هر يك از حواس مخصوص درك محسوس همين هستند ولى تميز و فهم از مغز انديشه است نسبت به تمام آنها.
بدان عمران خداى يكتا كه پايدار است بدون تقدير اندازهگيرى و حدّ مخلوقات را آفريد كه محدود و داراى اندازه هستند. آنچه خلق كرد دو قسمت بود يكى حروف و ديگرى حدود قائم به آن كه در هيچ كدام از آنها رنگ و وزن و طعم وجود نداشت. يكى از آن دو را به وسيله ديگرى قابل درك قرار داد و هر دو به نفس خود درك مىشوند هرگز چنين چيزى را نيافريده كه تنها قائم به نفس خويش باشد و قيام او به ديگرى وابسته نباشد، چون خواست همه مخلوقات دلالت بر ذات او بنمايند و سبب اثبات وجود خدا باشند.
پس خداى تبارك و تعالى يكتا و بىهمتا است دومى ندارد كه او را به پا دارد و كمك به او بنمايد و در خويش جايش دهد ولى مخلوقات يك ديگر را نگه مىدارند به اذن و مشيت خدا. مردم در راه شناخت او چنان حيران و سرگردان شدهاند كه براى رهائى از گرداب ظلمت و تاريكى پناه به ظلمت و نادانى بردهاند. در توصيف خدا به صفات نفس خود (مانند ديده شدن) به جاى راه يافتن پيوسته از واقعيت فاصله گرفتهاند. اگر خدا را با صفات خودش و مخلوقات را نيز با صفات خودشان توصيف نمايند واقعيت را خواهند يافت و اختلاف از ميان مىرود ولى وقتى به دنبال مطالبى رفتند كه خود از آنها سر در نمىآورند و متحيرند، در آن فرو مىمانند. اما خداوند هر كه را بخواهد راهنمائى به راه مستقيم مىنمايد.
عمران عرض مىكند آقا من گواهى مىدهم خدا همان طورى است كه توصيف نمودى اما سؤال ديگرى دارم فرمود: هر چه مايلى بپرس.
گفت بفرمائيد آيا خدا در چيزى قرار دارد و يا چيزى او را احاطه نموده است و