احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٣١ - استدلال ديگرى از شيخ مفيد رحمة الله عليه
بفرستد دليل بر شجاعت خود او نيست.
مطلب ديگر: ابا بكر اين حرف را وقتى زد كه خشمگين شده بود از مخالفت مردم با خود و هيچ اختلافى بين عقلاء نيست كه شخص عصبانى در هنگام خشم چنان به هيجان مىآيد كه رأى خود را از دست مىدهد و حرفهائى مىزند كه هنگام عادى به آن وفا نمىكند و كارهائى مىكند كه بعد از فرو نشستن خشم پشيمان مىشود. اين كار هم دليل بر ديوانگى و فساد عقل او نيست كه لازم باشد او را از ميان انديشمندان خارج نمود. خود او در خطبه مشهورش كه احدى در آن اختلاف ندارد و تصريح به اين مطلب نموده و ياران خاصش قبول دارند و اين حرف او را از مفاخرش مىدانند كه گفت پيامبر خدا ٦ از دنيا رفت و هيچ كس از او مطالبه يك شلاق و بالاتر از شلاق را نكرد او معصوم از خطا بود. ملائكه به وحى خدمتش مىرسيدند، به من تحميل نكنيد آنچه را بر پيامبر ٦ تحميل مىگرديد مرا شيطانى است كه دچارم مىشود، هنگام خشم وقتى ديديد خشمگين هستم از من پرهيز نمائيد كه مبادا موى از تن شما بكنم و يا پوست بدنتان را بيازارم.
چنانچه ملاحظه مىكنيد خود اين مرد از خشم و غضب خويش پوزش مىخواهد در كردار و گفتار و متوجه مىكند آنها را به اين حال. به همين جهت مطمئن بود از مخالفت و اعتراض مخالفين در هنگام خشم چون مىدانستند از مخالفت مخالفين چقدر خشمگين مىشود كه وادارش كرد اين حال به گفتن چنين حرفى. ديگر آن شخص سخنى نگفت.
استدلال ديگرى از شيخ مفيد رحمة الله عليه
فرمود: جوانى از انصار پيش من مىآمد براى آموختن علم كلام. روزى گفت من ديشب با طبرانى رئيس زيديها بحث كردم به من گفت شما شيعهها حنبلى مذهب هستيد يا اينكه حنبلىها را مسخره مىكنيد؟ گفتم به چه دليل؟ گفت حنبلىها خواب را معتبر مىدانند شما هم معتبر مىدانيد، آنها ادعاى معجزه براى